تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
1 بهمن 85 - 19:54
خدای عاشق بود که زمین و آدم را آفرید زمین عاشق بود که خاکش را به خدا داد ندا آمد: زمانی که انسان را بر تخت نشاندمش جملگی سجده اش کنید. این بزرگترین وظیفه شماست. فرشتگان صف به صف،رج به رج،به نجوا گفتند:گوئی ما را این همه دشواری بسنده نبود که به سجده آدم نیز فرمان می دهی؟ او را خلیفه خود می خوانی، بی آنکه بدانیم آن صدف معرفت را در خانه دل او تعبیه کرده ای یا در جمجمه اش؟ ندا آمد:زمانی که بر تخت نشست،و فرشتگان مقرب،جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل،از جایگاه خود فرود آمدند و سجده اش کردند،شما نیز به جملگی صف به صف سجده اش کنید. گفتند:مگر در این مشتی خاک بی ارزش چه می بینی که ما را به عذاب بی حرمتی به خدای خود دچار می سازی؟ ندا آمدمعشوق به چشم دیگران نتوان دید.جانان ما را به چشم ما باید دید.)) فرشتگان چون نیک نظر کردند،قالب آدم را از چهار عنصر:خاک و باد و آتش و آب دیدند. خاک را صفت سکوت و باد را صفت حرکت،خاک را ضد باد دیدند. آب سفلی و آتش را علوی دیدند.آب را سرد و آتش را گرم وهمه را ضد یکدیگر دیدند. صف در صف به نجوا گفتند:هرکجا دو ضد جمع شوند از ایشان جز فساد و ظلم بر نخیزد.چون عالم کبری به ضدیت در فساد می آید،عالم صغری اولی تر. از میان آدمیان پس از آدم پیامبرانی بر می گزینیم از صفات شما فرشتگان. گفتند:خلافت را به کسی می دهی که جز فساد و ریختن خون از او کاری بر نیاید؟ هنوز این سخن را فرشتگان به تمامی نگفته بودند که آتشی از سرا پرده غیب در آمد و جمعی از ایشان بسوخت. لاکن چون اولین ملامت کنندگان،فرشتگان بودند،خدای بنای عشق بازی را ملامت نهاد.
27 دی 85 - 19:10
مرگ را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر سکوتش گل را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر زیبا ییش دریا را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر بزرگیش کوه را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر صبوریش باران را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر آرامشش شبنم را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر طراوتش و آخرتو را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر مرگ وگل دریا وکوه و باران وشبنم بودنت
24 دی 85 - 00:05
از کنار هم نگذریم از کنار هم می گذریم، اغلب بی اعتنا. سر در لاک خود فرو برده ایم و هر یک سر گرم کار خویش هر کس به نوعی در گیر مشکلات،زن و مرد،پیر و جوان،سالم و بیمارو... یکی در هراس از دست دادن عزیز،عده ای در پی تصاحب و مالکیت عشق و عدهای در سوگ معشوق از دست رفته. از کنار هم می گذریم بی اعتنا به روابط انسانی ،بی توجه به احساسات و عواطف یگدیگروحتی گاهی به انسان بودن یگدیگر. دلهره از دست دادن عزیزان،تلاش برای رهایی از عشق،همه و همه موقتی است ،جز عشق. عشق به خود ،عشق به همنوع،عشق به زندگی،عشق به خدا ، و حتی عشق به یک گل و... آری، تنها و تنها عشق است که می ماند. پس عشق بورزیم،به دور از دلهره فردای بی عزیز،باشد که فردا حسرت دیروزبا عزیزبی عشق را نخوریم.
26 آذر 85 - 21:09
ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه ساده بگویم : نگاه زاده علاقه است...!!!! موفق باشید
29 مهر 85 - 06:56
ویران گر دلهای ما خانه ات آباد hamisheeee talaghoooni bashiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
8 مهر 85 - 08:25
تا حالا به کفشات نگاه کردی ؟؟ دو تا عاشق دو تو همراه که بدون هم می میرند. با هم خاکی میشن بدون هم زیره بارون نمیرن, بدون هم تو برفا قدم نمیزنن اگه یکی شون گم بشه اون یکی هم از کار می افته دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن در ختی رو که او گلهای تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در د کان شکر دارد
__