لیست توصیفنامه ها27 اردیبهشت 86 - 03:19 | |
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه پیدا و نهانش باشی
زان می ترسم که از دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
" مولوی "
|
27 اردیبهشت 86 - 03:18 | |
بوسه یعنی وصل شیرین دولب.
بوسه یعنی عشق در اعماق شب.
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق.
بوسه یعنی آتش و گرمای تب.
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب لذت ازدیوانگی.
بوسه یعنی حس خوب طعم عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی .
بوسه یعنی یک شروع ما شدن.
لحظه ای با دلبری تنها شدن.
بوسه آتش میزند بر جسم و جان .
بوسه بر میدارد این شرم از میان.
بوسه یعنی شادی و شور ونشاط .
بوسه یعنی عشق خالی از گناه.
بوسه یعنی قلب تو از آن من.
بوسه یعنی تو همیشه مال من
===================
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یك بوسه است
بهترین هدیه پس از یك انتظار
بشنوید از من فقط یك بوسه است
بوسه را تكرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود |
27 اردیبهشت 86 - 03:01 | |
دل تنگی
الا خورشید خاموشم
تو رخ بنمای تا خاک رهت گردم
میان جمع یاران و عزیزانم ، ولی تنهای تنهایم
علیرغم لب خندان ، دلی پردرد اندر سینه ی غم پرورم دارم
چه می گویم ، چه می گویم ، دلی در سینه دارم من ؟
بسی بیراه می گویم
من بیدل دل پر مهر وگرمم را میان دامن خورشید افکندم
کنون من مانده ام تنهای تنها و فغان از بخت بد فرجام
بر اوج فلک دارم
نه دل در کف ، نه دلبر را به بر دارم
نمی دانستم از اول چنین در نور می سوزم
نمی دانم چرا خورشید را دیگر نمی بینم
کرانه تا کران آسمان ابر سیاهی سایه افکنده
زدلتنگی همی خواهم که چون ابر بهاران گریه آغازم
چرا دیگر سلامم را کسی پاسخ نمی گوید
کنون با دیده گریان و روحی سخت افسرده
ولی با خاطری سرشار از امید می گویم
که ای لیلای مجنونان و ای شیرین فرهادان
سلامم را تو پاسخ گوی و در بگشای و رخ بنمای
تا خاک رهت گردم
شعر از :
محمدرضا حلاج – اهواز
|
27 اردیبهشت 86 - 02:52 | |
آرزویم این است نتراود اشك
در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . .
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . .
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنكه تو را می خواهد . . .
و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . .
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
كه دلت می خواهد
|
21 اردیبهشت 86 - 21:18 | |
مینای بشکسته
-------------------
نگار من ، نگار من
خبر آمد که اندر کوی مشتاقان
به روی مرکبی رهوار، با رخت سپیدی رهسپار کوی امیدی
شنیدستم نشاندی در دل سنگت ، در آن صندوق پولادین ناپیدا
دو صد شور و شعف از عشق ، این زیباترین مهجور انسانها
تو ای مینای بشکسته
نگه کن در پی ات آنــســـوی شـــادیــهــا
همانجایی که قلبی می تپید از شوق
اینک ساکت وتنها ، بدور از شوق و شادیها
یکی خاموش می گرید و می نالد
چــه نـا لـــیدن
که همچون شمع می سوزد به سودایی
شعر از : محمد رضا حلاج
|
22 فروردین 86 - 21:11 | |
آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنكه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد www.redrosecds.com |









