تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
27 آذر 86 - 17:20
زندگی زد،آدم رقصید آدم رقصید،زندگی عرق کرد. زندگی عرق کرد،آدم چایید. آدم چایید،زندگی تب کرد. زندگی تب کرد،آدم لرزید. آدم لرزید،زندگی ترک برداشت. زندگی ترک برداشت،هیچ کس درد آدم را نفهمید...
26 آذر 86 - 10:07
بردی از یادم... دادی بر بادم... با یادت شادم... دل به تو دادم... در دام افتادم... از غم آزادم... دل به تو دادم... فتادم به بند... ای گل بر اشك خونینم نخند... سوزم از سوز نگاهت، هنوز... چشم من باشد به راهت، هنوز... چه شد آن همه پیمان... كه از آن لب خندان... كه شنیدم و هرگز... خبری نشد از آن... كی آیی به ورم... ای شمع سحرم... در بزمم نفسی... بنشین تاج سرم... تا از جان، گذرم... پا به سرم نه... جان به تنم ده... چون به سر آمد... عمر بی ثمرم... نشسته بر دل، غبار غم... زان كه من در دیار غم... گشته ام غمگسار غم... امید به اهل وفا تویی... رفته راه خطا تویی... آفت جان من تویی... بردی از یادم... دادی بر بادم... با یادت شادم... دل به تو دادم... در دام افتادم... ازغم آزادم... دل به تو دادم... فتادم به بند... ای گل بر اشك خونینم نخند... سوزم از سوز نگاهت هنوز... چشم من باشد به راهت هنوز... چشم من باشد به راهت هنوز... www.mehditaktaz65.blogfa.com
25 آذر 86 - 22:46
من منتظر شما هستم كه به مقالات كلوب ما امتیاز بدهید و كمك به مطلب كلوب كنید. با تشكر شاهی سرمه ای شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشکل است آنها . را ببخشید
22 آذر 86 - 05:07
خدایا بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم هرکجا آزادگی هست ببخشایم وهر کجا غم هست شادی نثار کنم الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم دکترشریعتی
18 آذر 86 - 13:59
هرگز از بی كسی خویش مرنج، و از این فاصله ها كه میان من و توست، هرگز از دوری این راه مگو، و هر آنگاه كه ‏‏دلت تنگ من است، بهترین شعر مرا قاب كن و پشت نگاهت بگذار، تا كه تنهاییت از دیدن من جا بخورد،و بداند كه ‏‏دل من با توست....!!!؟
14 آذر 86 - 17:57
0000000000000000000000000000000000000000000000 بخواب ای نازنینم مهربانم دلنشینم منم من عاشقت آرام باش ای بهترینم من اینجا مست مستم مست و بی پروا شبانگاهان منم گرمای عشقت را درون بسترم خواهان همان شبها كه من مست حضور تو نیاز تو دو چشم دلنواز تو خیابان را چو مستان نعره زن طی می كنم شاید تو را در حاله ای از نور من دیدم ولی ای كاش می بودی و من نعره زن، از مستی عشق تو اینجا باز در كنج قفس رویا نمی چیدم من امشب وحشی ام ساقی ز می ، از عشق، از بازی نامردان این دنیا ز بدگویان كه می گویند در دل من هوسبازم تازه نمیدانند من مستم من اما غرق جرمم پی از شب بر سر دارم آری من مستم هوسبازم عطش دارم عطش عشق تو امشب در دل می در شراب بی حضور تو وجودم را كمین كرده كاش امشب ساقی لبهای تو یا گرمی دستان تو در دل این مجرم عاشق كمی غوغا به پا می كرد من اینجا كنج زندان پر عطش، پر عشق، یا دیوانه ام این را نمی دانم فقط میدانم ای تنها حضور بی حضور ای كه آغشته به تو دستان افكارم در این دنیای پر رنگ و ریای بی نفس بی عشق بی پرواز با دل با نفس با عشق با پرواز تو را من دوست میدارم عشق برای تو
__