تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
19 دی 86 - 12:02
گر میخاهی در زندگی ات موفق شوی و شیرینی زندگی ات را بچشی باید اول در دریایه خون شنا كنی تا به ساحل حق برسی این دریایه خون فلسفه افلاطون و سقراط میخاهد تا بیشتر از ان اگاه شوی
11 دی 86 - 11:17
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه" پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند. زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!
8 دی 86 - 02:17
می خواهم امشب از ماه قول بگیرم كه هر وقت دلم برایت تنگ شد در دایره حضورش تو را به من نشان دهد می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم هر وقت دلم هوای تو را كرد عطر حظور مهربان تو را با من هم قسمت كنند می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم كه هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشكنند دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد می خواهم امشب با تمام قلب هایی كه احساس مرا می فهمند و می شنوند پیمان ببندم كه هر وقت صدای قلب بی قرار مرا هم شنیدند عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند....
7 دی 86 - 12:40
. دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو.بلکه به خاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن خواهم داشت. 2. هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود. 3. اگر کسی تو را انطور که تو میخواهی دوست ندارد به این معنا نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. 4. دوست واقعی تو کسی است که دستان تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. 5. بدترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کناراو باشی و بدانی هرگز به او نمیرسی. 6. تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی. 7. هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کسی ممکنه عاشقه لبخند تو باشه. 8. شاید خدا خواسته که ابتدا بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و بعد شخص مناسب را.بدین ترتیب وقتی یافتی بهتر می توانی شکر گزارباشی. 9. به چیزی که گذشت غم مخور به چیزی که خواهد امد لبخند بزن. 10. همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همیشه به همه اعتماد کن.فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده اعتماد نکنی. 11. خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و توقع داشته باشی که او تو را بشناسد. 12. زیاد از حد خود را تحت فشار مگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق میافتند که توقع نداری
4 دی 86 - 14:18
امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم وقتی لبریز شده بودیم از نبودنهای بی دلیل این روزها !!! تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی بی آنکه بدانی من این روزها هیچ نمی فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بی صداییت ... براستی ...... ما چه ساده به هم پیوند زده بودیم ثانیه هامان را ...... به سادگی ...... من ناباورانه به باور بودنت رسیده بودم ...... تو باور لحظه های من شده بودی ...... اما افسوس ...... افسوس ......
2 دی 86 - 12:01
این جاده به سوی تو نمی آید ... این جاده به سوی تو نمی آید گلی در کنار آن نمیروید کجا بروم؟از که بپرسم نشانی نگاه تو را ؟کجا بروم که نه قفسی باشد و نه هوسی؟کجابروم که نه فرهاد کوهکنی باشد و نه شیرینی نه مجنون بیابانگرد و نه لیلایی نه یعقوب و نه پیراهنی؟ کجا بروم که فقط تو باشی و زمزمه ای که از تو شروع شود و به دریایی دور بریزد؟فقط تو باشی ونه حتی گل سرخی که عطر نفس تو را دارد و تا آسمان قد کشیده است نه ستاره ای باشد و نه ماه پاره ای فقط نگاه تو باشد و راغی که از خورشید روشن تر است با این پاهای خسته و دستهای بسته به کجا بروم که نه خزانی باشد و نه بهاری و نه سکوتی باشد و نه آوازهای یک قناری ؟ این جاده های وهم آلود نه سیب را می شنا سند و نه بالهای پروانه را هرگز به تو نخواهند رسید به کجا بروم که نه من باشم و نه شعرهای رنگ پریده ام ؟ نه شب باشد و نه روز نه هوا و نه خلا نه عشق و نه نفرت نه دیو و نه فرشته این سایه های سرد دنبال تو نیستند این آینه های مغرور تو را نشان نمی دهند این نی های شکسته از تو نمی گویند کجا بروم تو بگو !کجا بروم که جز تپش های دل تو ردی در زندگیم نباشد ؟کجا بروم کجا بروم که همه آرزوی من جز بندگی تو نباشد ؟؟؟ سکوت کن ای یار..که زبانهای عشق خشکیده است..سکوت کن که سلام اشارتیست به آنسوی قصه رفتن..به یاد عشق نیاور که باز دیدن تو..دلیل وسوسه های غریب من باشد... سکوت کن که سلام تو راز عشق مرا درون سینه من باز دفن خواهد کرد..سکوت کن که در این روزهای تنهایی درون چشم منو تو جز شکایت نیست..سکوت کن که نفس ها یخ بسته است..و عشق بار دگر راهی سفر است..مگر چقدر زمان تا سپیده خواهد بود ؟؟ که لرزش تن من در عبور دستان زیبایت محو گردد؟؟ مگر چقدر به امکان وهم شب باقیست؟؟ که باغ سبز نگاهت در آستان ستایش از این وجود مهیا جوانه خواهد داد..مگر چقدر به پایان این گذر باقیست ؟؟ سکوت کن ای یار که نوازشت سرود تلخ ترینست..سرود تلخی صبح که با تولد آن تمام زیبایی این چشم پر گناه تورا به روی پیکر من جاودانه خواهد ساخت..سکوت کن ای یار که سلام اشارتیست به آنسوی قصه رفتن ..وخون نماد غریبانه ایست در رگها..جوابی نیست؟؟ به جز گسستن و یا پیوندی که تا ابد باشد..سکوت کن تا وزش باد شمع ما را در تاریکی مطلق فرو نبرد و برای پروانه اش بسوزد..... خدایا آمدم بی آنکه بخواهم و مانده ام چون تو می خواهی برایم بگو که چرا لالایی حیات را در گوش چشمانم زمزمه کردی بگو تا بهانه ی خاکستری بودنم را دیگر در لابه لای گل های اقاقی جست و جو نکنم خدایا بگو به جرم کدام نفس ناصواب عشق را از در کلبه ی دل اینگونه بی پروا راندی ؟ به کدامین گناه چشمان بی پناهم را بی پناه تر کردی؟ من آمدم از دنیای تاریکی ها به دنیای بزرگ آدمهای رنگارنگ .مگر وقتی دستانم را از دستان فرشته هایت جدا کردی قول ندادی که دلم همواره عاشق می ماند پس چه شد؟ من به تو ایمان آوردم به تو و حرفهای آسمانیت حالا بگو بدون رویاهای شیرین چگونه بر بوم دل محبت را نقاشی کنم؟ خدایا خالق قلب پاک شب بوها برایت از اعماق شب سیبی سرخ هدیه می آورم شاید اشکی که بر روی گونه هایم خشکیده است با دم مهربان تو بر دستان یار بی قرار جای گیرد و دل فراموش نکند که عشق همواره هست اما گاهی در رویا جا خوش می کند دلم برات تنگ شده خیلی وقته لحظه دوری از تو خیلی سخته نمی دونی چه تلخ بی تو بودن چه معنی داره بی تو شعر سرودن دلتنگیام فراوونه دل دیگه بی تو داغوونه دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه هوای چشمام بارونه هیچ کس جز تو ندارم که سر رو شونش بذارم باز مثه ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم سر رو شونش بذارم به سر هوای تو دارم این جوری داغونم نکن من که اسیر عشقتم بیا و زندونم نکن زندگی بی تو مشکله خودت اینو خوب می دونی بیا و این آخر عمر بگو همین جا می مونی
__