تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
2 فروردین 87 - 13:07
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی میشی برام ماه شبای بی سحر؟ میشی برام ستاره ی راه سفر؟ ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی
29 بهمن 86 - 15:03
مجموعه جملات و نوشته های زیبا ♥من 2 تا تو را دوست دارم ... یکی این دنیا ... یکی اون دنیا ... ♥تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را ... ♥عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود ♥رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند ♥ از شمع آموختم که :ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم ♥از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم ♥ زندگی 3 ایستگاه دارد!عشق...جدایی....و مرگ آقا قربونت ایستگاه اول پیاده می شم ♥اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم ♥خوشبخت ترین فرد كسی است كه بیش از همه سعی كند دیگران را خوشبخت سازد در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد ♥ عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!! ♥هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند ♥ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید ♥دیگه یار نمی خوام وقتی که می بینی عشق دوروغه ♥چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟ اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری ♥ اگه روزی شاد بودی، بلند نخند كه غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام گریه كن تا شادی ناامید نشه ♥عشق گلی است كه اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر كنید، هرگز قادر نخواهید بود كه آن را دوباره جمع كنید ♥ بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید اب شودوبه جای یار برایم گریه کند ♥اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم ♥پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اینست پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت ♥زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار است ..... یاد تو تکرار است ♥همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه ♥اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی ♥ اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست ♥دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی ♥شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم ♥ موقعی که خدا پنجره ی بهشتو باز کرد منو دید ازم پرسید امروز چه آرزویی داری؟؟ گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که الان داره این نوشته رو میخونه باش چون برام خیلی عزیزه ♥ وقتی كسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتی كه كسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فكركردن ازهمه چیزآسان تراست ♥می گی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟ ♥یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم. ♥ اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...... اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه ♥دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست ♥ندیدم بهاری محبت ز یاری دلم غرق خون شد عجب روزگاری زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت... حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی... جدایی سخت است نه به سختی تنهایی... نگاهی آشنا به یاس کردم ... تو را در برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد عاشقی را پاس کردم.... ♥بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تارموی توست اما ریشه ی عمر من است ♥سكوتم را به باران هدیه كردم تمام زندگی را گریه كردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاكی رسیدم تكیه كردم ♥اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم ... ♥ به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ... با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم ♥هر كسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم كه همه كار و كسم شد ♥اون كه عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یك توطئه میدید ♥شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی... ♥نه!نرو!... صبرکن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم... اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو
26 بهمن 86 - 16:38
پرسید چون دوستم داری بهم نیاز داری یا چون بهم نیازداری دوستم داری؟ بهش گفتم چون دوست دارم بی نیازترین آدم روی زمینم
17 بهمن 86 - 15:39
چه بیهوده نوشتم این سطرها را که تو هرگز نخواندی.... چه بیرحمانه زود میگذرند این سالهایی که باید لحظه لحظه هاشان سرشار از شور جوانی باشند و نیستند.. برمی گردم و گذشته ها را همچون صدای زوزوه ی باد پائیزی میشنوم.. من و تو فاصله را رعایت کرده ایم و من نفهمیدم در گذشت این سالها چطور مهِ غم چشمانم را اینچنین پوشاند .. هرگز خودم را به خاطر قفسی که از بایدها و نبایدها دور خودم ساخته ام ، نبخشیدم... من در شادترین لحظاتم ، غمناکم.. عشق عجیب من به تو راز تلخ نگاهِ من است که هر غریبه ای غم آنرا حس میکند .. ما دیدارها را از هم دریغ می کردیم چون "فاصله" واژه ی مقدسمان بود. روزها و ماههای بی خبری از تو.. کبریت هر لحظه را روشن کرده ام و آنقدر چشمانم از اشک تار بوده که بارها انگشتان روحم را سوزانده ام .. من قطره قطره به خاموشی نزدیک شده ام .. " هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم! " .
2 بهمن 86 - 10:10
لذت گلی است كه پژمرده می شود اما خاطره، عطری است كه باقی می ماند . هر بامداد اهویی از خواب بر می خیزد می داند از تندترین شیرها باید تندتر بدود و گرنه كشته می شود. هر بامداد شیری از خواب برمی خیزد و می داند باید تندتر از اهو بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مرد. فرقی نمی كند كه اهو یا شیر! هر بامداد آماده دویدن باش زندگی مثل بستنی می ماند، اگر نخوری اب می شود . پس بخور و از شیرینی ان لذت ببر! تو به من بگو زشت! من به تو می گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم!! آخرین ذكری كه شب در خاطرم ماند زدوست، اولین یادی كه صبح از خاطرم خیزد تویی! پلی که بود بین ما اگر چه بی صدا شکست محال عهد بسته را به غیر مرگ بشکنم بوی گیسوی تو را نیمه شب اورد نسیم تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم شاید به هم باز رسیم : روزی که من بسان دریایی خشکیده ام و تو، چون قایقی فرسوده به خاک مانده ای اما اکنون میان ما فاصله ای چندان است که میان ابرهایی که در اسمان و انسان هایی که در زمین سرگردانند كاش گناهی كنم كه مجازاتش تبعید به قلب تو باشد اسمان با همه صاف است با ما ابر دارد با ما هم صاف می شود اما صبر دارد دل چو صافی شد حقیقت را شناسا می شود، از صفا ایینه منظور نظرها می شود همیشه سعی کن تو زندگیت امیدوار باشی هیچوقت غم و حسرت چیزهایی را که نداری نخور مثل عقل، انسانیت، درک بالا ... اینا اصلا ارزش نداره بی دلیل مثل لحظه ی تولدم ، بی نظیر مثل زندگی، ناگزیر مثل مرگ در به در، خسته به دنبال تو هستم ای عشق بهار میاد و همه چیز رو تازه می کنه سال، ماه و روزها رو، طبیعتو . ولی فقط یک چیز کهنه می شه که به همه ی اون تازگی می ارزه، دوستیمون احمقانه ترین کار را من کردم گفتم خداحافظ، عاشقانه ترین کار را تو کردی و گفتی هر چی تو بگی گویند مرگ سخت است سخت تر از مرگ، انتظار واسه sms من . خیلی انتظار کشیدی اره؟ تو که خوشحالی دلم را شکستی بدان ای بیچاره کور، آن چه را که شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... منم یکی هستم امیدوارم قرقره بشی من هم نخ بشم دورت بگردم سایه ام عاشق سایه ات شده می خواستم ببینم میشه همسایه شیم ؟... قصری ساخته بودم برایت از جادویی ترین شاخه های گل سرخ اما تو به لطافت یك تراكتور از روی ان گذشتی لحظه ای که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ای كه بی منت به من لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه... پیشاپیش سال نو مبارک گلم ای كاش گل بودی تا به تلافی تمام اون كم محلی هان پرپرت می كردم سوختم، باران بزن شاید تو خاموشم كنی، شاید امشب سوزش این زخم ها را كم كنی، اه باران من سراپای وجودم اتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كنی گفتگوی من ودل حدیث برق چشماته، انتظار من و دل شنیدن صدای پاته، تقدیم به پیشی خودم زندگیم مثل یه كاغذ سفید پاك و دست نخورده بود، توی خط گنگ سرنوشت من كسی دست نبرده بود، امدی زندگی سادمو تزئین كردی، تو به من عشقو نشون دادی و ترسیم كردی Sms رو برای كسی می فرستم كه ازت دور باشه من برای تو چی بفرستم وقتی تو قلب منی دلم می خواهد نفسهای تو را دانه دانه بشمارم و اخرین سروده هایم را برایت بخوانم ولی این را بدان این دیگر اخرین سروده هایم هست شاید دیگر نتوانم باهات پرواز كنم پس قدر این پرواز را بدان هنگامی كه از تو دور می افتم به تمام ابرهایی كه بالای سرت راه می روند حسودیم می شود انگاه ارزو می كنم ای كاش ابر كبودی كه تو به خاطر باران دوستش داشتی 00000000000000000000000 0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000 زن‌ ها از مردها چه‌ می‌ خواهند؟ واقعا كه چه موجوداتی هستند این زن ها !!!! لیست‌اصلی‌: ۱- خوش‌قیافه‌باشه ... ۲- جذاب‌باشه ... ۳- موقعیت‌شغلی‌خوبی داشته باشه ... ۴- شنونده ی‌خوبی‌باشه ... ۵- شوخ‌و بذله‌گو باشه ... ۶- قامت‌برازنده‌ای داشته‌باشه ... ۷- خوش ‌لباس‌باشه ... ۸- قدرشناس‌باشه ... ۹- توی ذهنش‌اندیشه‌های‌شگفت‌آور داشته‌باشه ... ۱۰- عاشق‌خوبی‌باشه و اهل‌خیالپردازی‌باشه ... لیست‌بازنویسی‌شده‌در ۳۵ سالگی‌: ۱- قیافه ش‌ بد نباشه! (اولویت‌با كسانی‌كه‌دچار كچلی‌یا كم‌مویی‌نیستن!) ... ۲- در ماشین‌رو برای‌خانم‌باز كنه و صندلی‌رو برای‌خانم‌از پشت‌میز عقب‌بكشه! ... ۳- به‌قدر كافی‌برای‌خوردن‌یك‌شام‌گرون‌قیمت‌رستوران‌پول‌داشته‌باشه! ... ۴- بیش‌تر از اونچه‌حرف‌می‌زنه ، گوش‌كنه! ... ۵- به‌لطیفه‌های‌خانم‌بخنده! ... ۶- راحت‌بتونه ساكهای‌سنگین‌مواد خوراكی‌رو حمل‌كنه! ... ۷- حداقل‌یه‌كراوات‌داشته‌باشه! ... ۸- در قبال‌خوردن‌یه‌غذای‌خوب‌خونگی‌تشكر كنه! ... ۹- تاریخ‌تولد خانم و سالروز ازدواج‌رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- حداقل‌یه‌بار در هفته‌حرفهای‌عاشقانه‌بزنه! ... لیست‌بازنویسی‌شده‌در ۴۵ سالگی‌: ۱- خیلی‌زشت‌نباشه! ... ۲- قبل‌از اومدن‌خانم ‌، با ماشین‌به‌راه‌نیفته! ... ۳- یه‌كار ثابت‌داشته‌باشه و بتونه حداقل‌یه‌بار در سال‌خرج‌شام‌رستوران‌رو بپردازه! ... ۴- وقتی‌خانم‌حرف‌می‌زنه‌بتونه سرش‌رو تكون‌بده! ... ۵- لطیفه‌های‌كهنه‌و قدیمی‌ رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۶- به‌قدر كافی‌توانایی‌داشته‌باشه تا بتونه توی جابه‌جا كردن‌مبلمان‌كمك‌كنه! ... ۷- پیراهنی‌بپوشه كه‌برآمدگی‌شكمش‌رو بپوشونه! ... ۸- شیشه‌آبلیمویی‌رو كه‌نوار اطمینان‌درش‌باز شده ‌، تشخیص‌بده و اون رو نخره! ... ۹- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌در‌محافظ‌توالت‌فرنگی‌رو قبل‌از خروج‌سر جاش‌بذاره! ... ۱۰- آخر هر هفته‌صورتش‌رو اصلاح‌كنه! ... ... در ۵۵ سالگی ۱- موهای‌گوش‌و بینی‌ش‌رو كوتاه‌كنه! ... ۲- توی اماكن‌عمومی‌خرخر نكنه! ... ۳- خیلی‌زیاد پول‌قرض‌نگیره! ... ۴- وقتی‌خانم‌ابراز محبت‌می‌كنه‌، خوابش نبره! ... ۵- لطیفه‌های‌تكراری‌رو هفته‌ای‌چند بار نگه! ... ۶- ظاهرش‌به‌قدر كافی‌مناسب‌باشد كه‌گاهی‌آخر هفته‌ها بشه باهاش به‌پیك‌نیك‌رفت‌و البته حال و حوصله ی بیرون رفتن رو داشته باشه! ... ۷- كمتر جوراب‌لنگه‌به‌لنگه‌بپوشه! ... ۸- در قبال خوردن‌یه‌شام‌حاضری‌تشكر كنه! ... ۹- آدرس و شماره تلفن منزلش رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- چند هفته‌یه‌بار توی تعطیلات‌آخر هفته‌صورتش رو اصلاح‌كنه! ... ... در ۶۵ سالگی ۱- از بچه‌های‌كوچیك‌نترسه! ... ۲- به‌خاطر داشته‌باشه كه حمام‌خونه‌كجاست‌! ... ۳- برای‌منظم‌و با قاعده‌بودنش ، نیاز به‌خرج‌كردن‌پول‌زیادی‌نباشه! ... ۴- فقط‌ موقع خواب‌آروم‌خرخر كنه! ... ۵- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌چرا می‌خنده! ... ۶- اونقدر توانایی‌داشته‌باشه كه‌بدون‌كمك‌بتونه بایسته! ... ۷- معمولا" بتونه بعضی‌از لباسهاش‌رو بدون‌كمك‌دیگرون‌بپوشه! ... ۸- غذاهای‌سبك‌رو دوست‌داشته‌باشه! ... ۹- به‌یاد بیاره كه‌دندونهای‌مصنوعی‌ش‌رو كجا گذاشته‌! ... ۱۰- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌كی آخر هفته س! ... ... در ۷۵ سالگی ۱- نفس‌بكشه! ... ۲- كنترل ...‌... خودش‌ رو از دست‌نداده‌باشه! ... ۳- همین! 00000000000000000000000000000000000000 حسرت مچاله می شوم از حسرتی که غم زده است چقدر حال مرا زندگی به هم زده است بهانه گیری کابوس هر شبم یعنی کسی به خلوت دنیای من قدم زده است و درک کردم از احساس کوچه سر شارم شبی که حادثه ی قصه از تو دم زده است کسی مقصر این التهاب زیبا نیست فضای ذهن من از خلسه های سم زده است نشسته ام و فقط فکر می کنم که چرا ؟ خدا به صفحه ی تقدیر من قلم زده است کسی که فال مرا با دروغ معنا کرد عبور ثانیه ها را چقدر کم زده است برای اخر یک اتفاق تکراری مسیح پای صلیب دلم حرم زده است بزن خلاص کن این اخرین روانی را دوباره مثل همیشه به سرم زده است 0000000000000000000000000000000000000 اگر عیوب خود را به خاطر داشته باشید . عیوب دیگران را از یاد می بریم . (( عبری )) اگر درخت قرص و محکم باشد . از توفان چه باک ؟ (( ارمنی )) انچه با های می آید . با هوی می رود . (( آذربایجانی )) اگر می خواهی در دنیا پیشرفت کنی . نخست به دیگران کمک کن پیشرفت کنند . (( ژاپنی )) اگر در خانه همسایه ات را نزنی . او هم در خانه تو را نخواهد زد . (( کردی )) از فرط غرور ( نه ) و از فرط ضعف ( آری ) مگو . (( سوئدی )) اگر دروغها به اندازه سنگها سنگین بودند . بسیاری از افراد راستی را ترجیح می دادند . (( سوئدی )) (اگر داشتم ) و ( اگر می بودم ) دوش به دوش هم راه میروند . (( اسپانیایی )) شیطان بالش می گذارد تا مرد مست روی آن بخوابد . ( کانادایی ) فقط نصف آنچه را می بینی باور کن و از آنچه می شنوی . هیچ باور مکن . ( کوبای ) کالاهای که زیاد در معرض تماشایند . زود رنگ خود را از دست می دهند . ( برزیلی ) ازدواج غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و واقیتبدیل می کند . ( آلمانی ) خالی ترین ظرف ها . بلند ترین صداها را می دند . ( انگلیسی ) بهترین نوع آشنای . آشنای قلوب با یکدیگر است . ( چینی ) گوسفند به کارد می اندیشد و قصابی به گوشت . ( کردی 00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000 براۍ او كه نماند و مرا با دنیایۍ از خاطره تنها گذاشت... براۍ تو مۍ نویسم. براۍ تو كه با طو فانۍ آمدۍ و ... با آنكه شبهاۍ طوفانۍ ام زیاد بودند، و لۍ آنشب طوفان برایم چیز دیگرۍ بود... طوفان زیر و رویم كرد. مرا شست، پاكم كرد. بعد از مدتها سبك شدم، احساس پرواز میكردم. احساس پریدن و چقدر این پریدن و پرواز كردن قشنگ بود... نمیدانۍ چه حس قشنگیست با بالهایۍ كه مال خودت نیست پرواز كنۍ، بپرۍ، بالا بروۍ. تا ابرها، ستاره ها و...آن روزها فكر میكردم حالا دیگر تمام دنیا براۍ من است و تمام دنیایم در تو خلاصه میشد. تو بال پرواز من بودۍ و من با تو پریدن را تجربه كردم. چه شبهاۍ قشنگۍ بود... ولۍ چقدر كوتاه بود. براۍ اولین بار بود كه دلم میخواست باز هم مثل آنشب طوفان شود. طوفان شد، بارانۍ شدم. اما نبودۍ ... جاۍ خالیت را حس میكردم. به انتظار نشستم تا صبح و تازه حس كردم جمله اۍ را كه بارها بر زبان میراندۍ:" گاهۍ از انتظار خسته میشوم...". اما من هم از انتظار و هم از اینجا بودن خسته شده ام. میخواهم بروم. كجا؟! نمیدانم. شاید همان جاده بۍ انتهایۍ كه همیشه بر سر رفتن در ان با هم دعوا داشتیم. جاده اۍ كه مقصدۍ ندارد. فقط مۍ روۍ، مۍ روۍ، مۍروۍ...رفتن از ماندن و انتظار كشیدن راحت تر است. میدانۍ چرا؟ چون امید دارۍ شاید در انتهاۍ آن جاده نامعلوم، انتظارت به پایان برسد. صدایت سرد است، دستانت سردتر و من یخ بسته ام. مۍ خواهم با تو گرم شوم، آب شوم. كاش میدانستۍ چقدر " دلم برایت تنگ است..."
1 بهمن 86 - 19:01
تعطیل کاش در تنهایی خود ذوب می شدم و التهاب سکوتم نمی ترکید زمانه زمانه ی نامردی است باور کن هنوز هم دستانم بوی نارنج می دهند من یخه ام را باز می کنم و در سرمای شب های دی ماه پا برهنه و مبهوت راه می روم می فهمم که چه افسانه ای بود و افسوس می خورم که افسانه بود افسوس که افسانه بود و باور کن ... بارون و دوس دارم هنوز چون تو رو یادم میاره *** ذهن یک جوانه من درختم پوستم چندش را فهمیده و شاخه های درهمم انگار خیلی زود طعم کرچ خستگی را حس کرده اند شب آرام و درد من نیز پایان ندارد انگار من تنهایی سست یک شاخه ی خشک را می فهمم من از انجماد می آیم از یک سکونت ملال انگیز **** باز هم تاریکی فرست کرد تا در نبود شعله های با محبت مهر خود را بیان کند ٫ راستی چقدر می دانی ؟ انگار سال هاست که روی یک صندلی از جنس حماقت نشسته ام و سیگار برگ می کشم نگاهم هنوز هم مانند آن روز هاست ٬ این را زمانی که دخترک همسایه چند ثانیه در چشمانم بار ها خیره مانده بود فهمیدم می دانی تنهایی چیست ؟ شاید با خودت فکر کنی تنهایی های ما مانند یک بستنی قیفی اند ٫ می توان لیسید و گاهی هم سرد شد و اما باز در انتها وقتی صدای خرچ خرچ جویدن بیسکوییت آخر می رسد انگار تمام لذت دنیا آماده است تا در آغوش بپذیرد مارا اما نه ! تنهایی یعنی یک چند ضلعی که ضلع هایش هیچ وقت با هم برابر نیستند و یکی از دیگری بزرگ تر است ٬ گاهی آدم فکر می کند تنهاست و از ضلع خودش حرکتی می کند تا شاید ضلع دیگری پیدا شود و محیطی بهتر و رو به شفا تر اما آیا می توان از حقیقت گریخت ؟؟؟ صدای خداوند دیگر نمی اید ... پوسته ی عشق ترکیده و آغوش مقدسش کهیر زده ٬ خیانت خیلی شیرین تر از قبل است انگار در ساختارش نوعی شکر مخصوص بکار می برند ما هم که از همیشه شاداب تر قرار است فردا به باغ همسایه برویم و سیب هوس بخوریم ٬ قرار است در دالان بی انتهای عریانی قدم بزنیم و لب و لوچه ای از عذا بیرون کنیم بالین افسانه ای یک باکره ؟! این انسان چه موجود شگفت انگیزی است !!چقدر زیبایی و ابدیت در یک لحظه ی خطا بخش معجزه گونه ملموس است **** حتی خداوند هم خسته است از چیز هایی شبیه گلایه و اندوه 0000000000000000000000000000000000000 تقدیم به همه كسانی كه به عشق خود نرسیده اند نشسته بود روی زمین و داشت یه تیكه هایی رو از روی زمین جمع می كرد. بهش گفتم: كمك نمی خوای؟ گفت:نه. گفتم: خسته می شی بذارخوب كمكت كنم دیگه. گفت: نه خودم جمع می كنم. گفتم:حالا تیكه ها چی هست؟بد جوری شكسته معلوم نیست چیه؟ نگاه معنی داری كرد و گفت:قلبم. این تیكه های قلب منه كه شكسته. خودم باید جمعش كنم بعدش گفت : می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن. وقتی می خوای یه دل پاك و بی ریا رو به دستشونبسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شكوننش...... میخوام تیكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده داره آخه می دونی اون خودش گفته كه قلبهای شكسته رو خیلی دوست میخوام بدم بهش بلكه این قلب شكسته خوب شه. تیكه های شكسته ی قلبش رو جمع كرد و یواش یواش ازم دور شد. و من توی این فكر كه چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر كسی؟ انگاری فهمید تو دلم چی گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسی نسپردم اون برای من هر كسی نبود. گفت و این بار رفت سمت دریا...................
__