تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
21 دی 85 - 04:17
افسوس..باز هم دور بودیم! عجب فضایی..
18 دی 85 - 05:15
خیلی خودتو تحویل می گیریااااااااااااااااااااااااا واسه خودتم تصویر می کشی؟ بیکاریم بد چیزیه بخداااااااااااااااااااااا کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچل
15 دی 85 - 00:50
حراج پرده صوفیا حراج از20 تا 4 درصدتخفیف این فرصت استثنایی راازدست ندهید. قبل ازخریدقیمتهارامقایسه کنید. آدرس:تهران-خیابان ولیعصر-ضلع جنوب شرقی زرتشت-جنب فرش تهران-پرده صوفیا. تلفن:88800189-88800191 فکس:88909644 همراه:1460960-0912 ایمیل:www.roz_e_siya.com
14 دی 85 - 08:40
فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته!!
13 دی 85 - 09:00
عاشقی درمان ندارد ای طبیب عاشقی صدهمچو ما را کشته است عشق می جویی بیا ماتم سرا هرکه ازما دور شد بر گشته است در شب یلدا اگر دقت کنی هرچه بینی گرد او سرگشته است
12 دی 85 - 11:01
غرق در دریا شدن کار تو نیست - شیعه مولا شدن کار تو نیست باز بوی باورم خاکستریست صفحه های دفترم خاکستریست پیش از اینها حال دیگر داشتم هر چه می گفتند باور داشتم دیوها زهر هلاهل خورده اند عشق ورزان مهر باطل خورده اند باز هم بحث عقیل و مرتضی ست آهن تفدیده مولا کجاست نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است دست ها را باز در شبهای سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد مژدگانی ای خیابان خوابها می رسد ته مانده بشقابها در صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز سر به لاک خویش بردید ای دریغ نان به نرخ روز خوردید ای دریغ گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوارها من به در گفتم و لیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیواره با خودم گفتم تو عاشق نیستی آگه از سر شقایق نیستی غرق در دریا شدن کار تو نیست شیعه مولا شدن کار تو نیست نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است دست ها را باز در شبهای سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد مژدگانی ای خیابان خوابها می رسد ته مانده بشقابها در صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز سر به لاک خویش بردید ای دریغ نان به نرخ روز خوردید ای دریغ گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوارها من به در گفتم و لیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیواره
__