تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
9 مهر 87 - 02:14
زیستن را حکایتی ست با حواله های ناب انسانی... گر بماندی با دیروز، اشک ، بارانی می شود ... مرطوب ... همیشگی،،، گر برفتی تا فردا، زخم باران می شوی .. .. بدخیم تر از دیروز ...
8 مهر 87 - 12:32
اولین نقطه ای که از مرکز ثقل خود جدا شد کله من بود ...
5 مهر 87 - 14:10
زندگی می کنم برای لحظه ای و آنقدر زنده خواهم ماند تا آن لحظه فرا برسد ...
4 مهر 87 - 13:08
به سایه ام نگاه می کنم که از خودم بلند تر شده است ! من چقدر خودم هستم و چقدر این سایه ی لعنتی !!! ( وحیــد )
3 مهر 87 - 17:07
قانون عشق: یك پسر با یك نگاه از یك دختر خوشش میاد ..... و عشق از طرف اون شروع میشه ..... تا جایی كه زندگیش رو پای عشقش میذاره ..... اما دختر باور نمیكنه ..... چون یك چیزهایی دیده و شندیده ... تا دختر میاد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته میشه ..... میره با یكی دیگه ..... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه میره طرفش ... اما پسر رو با یكی دیگه میبینه ..... اینجاست كه میگه: حدسم درست بود
1 مهر 87 - 15:25
خدایا ، گربه ای برسان ، تا این همه کلاف را کلافه کند !!!
__