لیست توصیفنامه ها9 اردیبهشت 87 - 15:29 | |
همه روزه روزه بودن،همه شب نمازکردن همه ساله حج نمودن،سفر حجاز کردن
شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن زوجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن زمناهی و ملاهی همه احتراز کردن
ز مدینه تا به کعبه سرو پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به خدا که هیچ یک را ثمر آنقدر نباشد که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
|
9 اردیبهشت 87 - 13:17 | |
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقتی است كه هر شب به تو می اندیشم
به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور به همان صبز صمیمی به همان باغ بلور
به همان سایه،همان وهم و همان تصویری كه سراغش زغزلهای خود می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به نفسهای تو در سایه سنگین سكوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سكوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم كسی ورد زبانم شده است
در من انگار كسی در پی انكار من است یك نفر مثل خودم تشنه دیدار من است
یك نفر ساده چنان ساده كه از سادگیش میشود یك شبه پی برد به دلدادگیش
آه ای خواب گران،سنگ سبكبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده
یك نفر سبز،چنان سبز كه از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
آی بی رنگ تر از آینه یك لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یكیست
حتم دارم كه تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی است به انكار مكوش
آری آن سایه كه شب آفت جانم شده بود آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود
اینك از پشت دل آینه پیدا شده است تماشا گه این سیل ، تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
|
5 اردیبهشت 87 - 07:18 | |
برای اینکه شاد باشی باید شادی افرین باشی |
21 فروردین 87 - 16:49 | |
سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند: زمان، کلمات و موقعیت ها. سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند: آرامش، امید و صداقت. سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند: رؤیا ها، موفقیت و شانس. سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعی |
7 فروردین 87 - 17:33 | |
ye asemun golhaye yaso mikhak ye darya eshtiagho eshgho poolak! ye hesse mehrabun 1 ghalbe bi ghararo kuchak! faghat mikhad bege :EYDE SHOMA MOBARAK |
23 اسفند 86 - 16:50 | |
در گلستان قشنگی که تو می آرایی می شود برگ گلی را بوئید می شود خنده ی لب ها را دید میشود زخم دلی را بوسید با محبت ،با مهر عشق را در تن یک حادثه مرحم شد و با او روئید از تولد تا مرگ لحظه ها را خندید آه...در لحظه میلاد تو ای رویش پاک می شود عرش خدا را کاوید راستی چشم تو در وادی سرسبز بهار به چه سان می نگرد هستی را؟
دوست عزیز سلام :-) |










