لیست توصیفنامه ها25 اردیبهشت 86 - 02:18 | |
salam tavalodet mobarak bashe omidvaram beto nam jashne 200 salegito behet tabrik begam
ba arezoye salamati
bardia ariya nejad |
24 اردیبهشت 86 - 22:02 | |
نخوانید به مباركباد تولدم
نسیم را
تا شمعها همچنان بگریند
كه من خویش را به سفره نشسته ام
امشب زبانی می خواهم از درد
تا دلم را با غزل
اشكهایم بسرایم. |
24 اردیبهشت 86 - 17:24 | |
* این همه رنگ برای تو * *
این همه رنگ
تا سبز بمانی * *
* آبی بیندیشی
و مثل گل سرخ عاشق باشی... * *
* این همه رنگ برای تو
پیشکش دل یکرنگت ... *
گل خانم تولدت مبارک |
24 اردیبهشت 86 - 06:46 | |
هیچکس نفهمید تو دلم چه دردیه..زیاد یا کم
غصه های این دل چه جوریه.. درده یا غم
هیچ کس نفهمید واسه چی پرپر میزنم
چه جوری از غریبی من تو خودم زار میزنم
هیچکس نپرسید چرا دلم پریشونه
حتی یکبارم نشد اشک چشامو ببینه
هیچ کس نفهمید که چرا ساکت و غریبه شده
چی بسر دلم اومد تبعید یک گوشه شده
از همه کس فراریه! طاقت موندن نداره
خودشم باورش شده! آخر موندگاریه
نمیدونم چرا؟ یهو اینطوری شد.... فکر میکنم به جوونیش
شاید دیگه دل نمونده..... همه رفته پای پشیمونیش.....
یه روزی دل مال من بود پراز غرور
یه دنیا آرزو .. شادی ... پراز سرور
اما چی اومد به سرش چی شد یهو تنها شدی؟
اسیر دست غول شدی با خود غول تنها شد
|
24 فروردین 86 - 23:19 | |
khosh hal misham u modire cloob beshin age kari az daste man bar miad behem begoo
mer30 |
24 فروردین 86 - 08:05 | |
سلام
سلام به همه
سلام به تو
سلام به تو كه هرروز در انتظارت،ساعتها پشت این دریچه كوچك می نشینم وبه امید اینكه لحظه ای بیایی،چشم برهم نمی زنم.
سلام به تو
سلام به تو كه همیشه همراهم بوده ای.در غمهایم،غمگین ودرشادیهایم،شادمان بوده ای.
سلام به تو
سلام به تو كه همیشه نگران حالم بوده ای.
سلام به تو
سلام به تو كه حق رفاقت را ادا كردی.
سلام به تو
سلام به تو كه نمی شناسمت.
سلام به همه شما
من همه را دوست دارم.
من تورا بیشتر از همه دوست دارم.
مرا ببخشید.
من در قلعه تنهایی خود،محبوس شده ام.
بلندترین بیستونهای جهان،ازقلعه تنهایی من،سربه فلك كشیده اند.
بی رحم ترین خسروان،در اینجا فرمانروایی می كنند.
همه منتظر دیدن سوختن سیاوش در آتش هستند.
عده ای شادی و دست افشانی می كنند و عده ای می گریند.
تو چه می كنی؟
من كدخدا هستم
جرمم،شیدایی است.
آماده ام كه در میان آتش بروم.
یا در شعله های آتش ناپدید خواهم شد وقدم درراه آن سفر بزرگ خواهم گذاشت ویااز آتش خواهم گذشت و به مقصود می رسم.
هر چه خدای خواهد ،آن خواهدشد.
من فرهادم.
همان فرهاد كوهكن.
من عشقم.
همان عشق كه در فرهاد بود.
او نمی دانست و خود را می ستود.
من مجنونم.
همان مجنون صحراگردی كه درسیاه چادرش،آوای نگاه لیلا برپاست.
من همه هستم و هیچ نیستم.
می گویم ،اما خموشم.
من كیستم؟
كلید قلعه تنهایی و پایان خاموشیم،جواب این سوال است.
خموشم،
اما می نویسم.
آنچه را می نویسم كه دلم فرمان می دهد.
آنی را انجام می دهم كه دلم می گوید.
شایدخودرابیابم
روزها یكی پس از دیگری می آیند و می روند و تنها خاطراطی را از خود به جا می گذارند.
یك روز آسمان آفتابی و روز دیگر ابریست.
یك روز باد غارتگر خزانی می وزد و یك روز سفیدی برف همه جا را پر می كند.
اما من هر روز را با آرزویی كهنه و امیدی تازه شروع می كنم و به انتظار فردایی دیگر چشم به راه تو هستم.
چشم به راه تو هستم كه
بیایی و مژده بهار را به باغ آرزوهایم بدهی
بیایی و ...
وچشمانت
با من گفتند
فردا روز دیگری است
اما من هنوز دلم تنگ است
من دلتنگ تو هستم
آسمان دلم هنوز بارانی است
راستش این چند جمله رو دلم گفت بنویسم،منم نوشتم.همین.
بالاخره نمی دونم با این مسئله كنكور فوق لیسانس چیكار كنم.تقریبا هركسی كه بهم می رسه دوتا سوال ازم می پرسه.(امسال كنكور میدی؟شروع به خوندن كردی؟)در جواب همه هم می گم هنوز شروع نكردم.نمی دونم چیكار می خوام بكنم.هرروز یك مشغولیت ذهنی جدیداضافه می شه.درس خواندن هم یه ذهن آرام می خواد.اما تنها چیزی كه تو ذهن من پیدا نمی شه ،سكون و آرامشه.با خودم كه تعارف ندارم .میدونم اگه كتاب بذارم جلوم،به تنها چیزی كه توجه نمی كنم،چیزیه كه می خوانم.می خوام كارهای ناتمامم رو تموم كنم.امیدوارم دیرنشه...
امشب هوا بارانی است.
امشب هوا بارانی است و من گریه نمی كنم.
امشب هوا بارانی است و من
نه
من امشب می گریم.
شاید دل گرفته ام،همچو ابر بارنی
گشایشی از گریه شبانه بگیرد.
شاید اشكهایم در میان قطرات باران گم شود.
باران اشكهایم را می شوید.
شاید هیچكس نفهمد كه من گریسته ام.
اما نه
تو حتماًمی فهمی.
فردا كه ببینمت،
صفای آسمان بهاری دلم را خواهی دید
و به نمناكی هوای دلم پی خواهی برد...
|












