تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
16 آبان 85 - 23:33
لبه ی یه ارتفاعه حقیرنشستم... دلم میخواد1بطری الکل سربکشم... تاازمستی بالابیارم دلم میخوادیه سیگارروشن کنم.... وقتی تموم شدروی دستم خاموشش کنم... دلم میخوادتوصورت یه قاصدک فوت کنم... تاازهم بپاشه. دلم میخواداز قاصدک متلاشی شده آویزون بشم... دلم میخوادماه رو بین دوتاانگشتام له کنم... دلم میخواد ازیه نردبون بالابرم که اولین پله اش اخرین پله اش باشه... دلم یه فیلم میخواد..یه فیلم که قهرمان نداشته باشه دلم میخواد برام دلتنگ باشی.. وقتی اسممو میاری تنت بلرزه... قلبت ازجاکنده بشه... دلم میخواد دیوونم باشی ... میفهمی..؟ خوب همه ی ایناروروکاغذ نوشتم.... حالادلم میخوادیه فندک بزنم زیرش..که اتیش بگیره... دلم میخواد ارزوهامو اتیش بزنم... خاکسترش روبریزم تویه کف دستمو اهسته فوت کنم.... دلم میخوادببینم خدا چه شکلیه... کاش نورنباشه... اخه نورچشمم رومیزنه... دلم میخوادیه فرشته گیربیارم وبامیخ بچسبونمش به سقفه اتاقم دیگه دلم چی میخواد.....؟؟ کاش یادم بیاد...!!
8 خرداد 85 - 21:19
به نام خالق یکتا تو خورشیدی ولی نه توی آسمان بلکه توی قلبم. تو می تونی جک.
__