تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
22 اسفند 85 - 23:36
گفتمش دل میخری؟ پرسید چند؟..گفتمش دل مال تو، تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود، تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود، جای پایش روی دل جا مانده بود
22 اسفند 85 - 21:09
: زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
22 اسفند 85 - 19:13
عشق از دوستی پرسید: تفاوت من و تو در چیست؟ دوستی گفت : من دیگران را به سلامی با هم آشنا می كنم تو به نگاهی. من به دروغی دیگران را از هم جدا می كنم تو با مرگ
18 اسفند 85 - 04:51
شكسپیر میگه: فراموش كن چیزی رو كه نمی تونی بدست بیاری ، وبدست بیاور چیزی رو كه نمی تونی فراموشش كنی
10 اسفند 85 - 19:35
زندگی آب راه‌ایی است به نام وفا... میریزد به جویی به نام صفا... میرود به رودی به نام عشق... میرسد به دریایی به نام ودا .......
5 اسفند 85 - 20:08
از دریا پرسیدن عشق چیست ؟ گفت: خشكیدن........ از گل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت: پرپر شدن........ از زمین پرسیدن عشق چیست، گفت: لرزیدن............. از آسمون پرسدین عشق چیست ؟ گفت: باریدن.......... از انسان پرسیدن عشق چیست ؟ ناگهان ندایی از درونش گفت: جدایی اگر آدمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی گریست
__