لیست توصیفنامه ها26 تیر 87 - 18:44 | |
***یا علی گفتیم و عشق آغاز شد،مرغ دل آماده پرواز شد ، چون به شوق دیدنت پرواز کرد،صورتش چون غنچه گل باز شد ،هر چه بالاتر میامد بیشتردرعجب از حکمت این راز شد،در همه هفت آسمان ذکر علی با زبان عرشیان دمساز شد ***ولادت مظهرعلم و عزت ،عدالت و سخاوت و شجاعت،اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب و هم چنین روز پدر بر شما دوست بزرگوارمبارک. *****شادباشید و پیروز در پناه خداوند**** غریبانه.... |
29 دی 86 - 02:48 | |
عشق مجالی است میان کربلا و دمشق….
مثال شهید به آئینه ماند که چون می شکند به هزار آینه مبدل شود. خون شهید، آئینه تمام نمای رسالت خون است. و تو مپندار که شهادت و رسالت خون با ریخته شدن در پای معبود به انجام خواهد رسید. راز خون را جز شهدا در نمی یابند. راز خون را در حدیث راه عشق باید جستجو کردن. آغاز آن کربلاست. و امتداد آن تا دمشق ... رسالت خون با کربلا آغاز می شود. آن هنگام که هر قطره خون، تمامی حیات خود را به پای معبود تقدیم می کند، آئینه وجود شکسته می شود و رسالت جوشیدن، رسالت ریخته شدن در پای معبود به انجام می رسد. اما... این آغاز راه عشق است و آغاز راز خون... راه عشق را امتداد تا دمشق است. راز خون در این جاست که باید تا دمشق هر شکسته ی این آئینه را ستاره ای کرد بر سقف این گنبد گردون که همیشه و همه وقت، راه عشق را به جویندگان بنماید. راز خون آنگاه آشکار خواهد شد که خون به فریاد بدل شود. کربلا هنگامه ریختن است و دمشق موسم فریاد. و در این ریختن و فریاد شدن است که راز خون تفسیر می شود...
حدیث راه عشق را تو مپندار که تنها باید در کربلا جستجو کرد. عشق مجالی است میان کربلا و دمشق. در کربلا خون می جوشد، ریخته می شود، بر نیزه می رود، و در دمشق فریاد می شود... و اینست تفسیر آن آیت که فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون... تو ملک چه می دانی که راز خون چیست؟
تاسوعا و عاشورای حسینی، زمانی است که خون، رسالت جوشیدن و ریخته شدن را به انجام می رساند. و راه عشق با ریخته شدن خون آغاز می شود...
تسلیت این مصیبت به شما و تمامی دوستداران و ارادتمندان اهل البیت علیهم السلام
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
28 دی 86 - 14:50 | |
کربلا بیت الحرامی دیگر است.. حاجیانش را مقامی دیگر است.. نیت اش ، ترک سر و تن گفتن است.. در پی اش ، تکبیر در خون خفتن است ..شیعه گی آیا شکم پروردن است.. یا به روز جنگ ، عذر آوردن است؟ ..شیعه یعنی امتزاج نار و نور.. شیعه یعنی راس خونین در تنور.. شیعه یعنی بازتاب آسمان ..بر سر نی ، جلوه رنگین کمان ..شیعه باید آبها را گل کند.. خط سوم را زخون کامل کند.. خط سوم خط سرخ اولیاءست.. کربلا بارزترین منظور ماست
|
15 دی 86 - 11:44 | |
در افسانهها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده. و سومی گفت: راز زندگی را در كوهها قرار بده.
ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفتههای شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمیافتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه كند.
و خداوند این فكر را پسندید.
|
15 دی 86 - 01:30 | |
**السلام علیک یا بقیه الله**
مولای من :شنیده ام وقتی بیایی رنگ دلتنگی از جمعه ها گرفته میشود.پس بیا وجلوه بخش جمعه های بی رنگمان باش !قسم به غربت روزهای انتظار از طلوع تا غروب خورشید های هر جمعه را چشم به راهت خواهیم ماندتا عطر تمام نرگس هارا پیشکش نگاه آبی ات کنیم.
وقتی بیایی به شقایق های عالم میگوییم...عاشقی کم کنید که آخرین عاشق خدایی می آید.
**اللهم عجل لولیک الفرج **
|
7 دی 86 - 23:06 | |
به نام خدا
صدای کیست چنین دلپذیر می آید
کدام چشمه به این گرمسیر می آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می آید
کسی به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می آید
خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران "غدیر" می آید
هدایت نتیجه ولایت است و لاغیر...
آنروز، در بارش ترنم کلام رسول خدا، قطره قطره کلام هدایت در کویر دلهای مردمان نشست... اما بر امت پیامبر چه گذشت... که خاک کویر به برکت باران کلام رسول رحمت، و به مختصر آب آن برکه کوچک، تا همیشه تاریخ سبز و زنده ماند، اما دلهای آن مردم، در کنار دریای وجود امیر مومنان، تا همیشه تشنه یک جرعه از حیات ماند... تشنگانی که عطش ، هدیه آنان به میهمانان دشت کربلا بود... چه رازی است که کاروان محرم، از منزلگاه غدیر می گذرد؟
آنروز چشمه سار غدیر به دریای وجود امیر مومنان نشست، و امروز چشمه وجود تو را کدام دریا میزبان خواهد بود؟
هله ای دوست... کاروان محرم به منزلگاه غدیر رسیده است.... اگر در ایام رندگانی، چشمه سار وجودت به آخرین دریای معرفت، امام عصر سلام الله علیه، راهی یافت، که همراه کاروان حسین خواهی شد... و اگر نه... نشان تو را در صف یزیدیان جستجو باید کرد... و مگر نشنیده ای آنگاه که خنجر ظلم بر گلوی حسین نشست، خورشیدی دیگر از مشرق کربلا دمیدن گرفت... این همان خورشید حقیقت است که تا ابد بر این سیاره رنج تابیدن گرفته است. و هر دم ما را ندا می دهد: هر روزتان عاشورائی دیگر و هر زمین کربلائی دیگر است. هر مسافر این سیاره رنج، پیش از آنکه به کربلای خود رسد، صف خود را از منزلگاه غدیر باید جستجو کند... اگر چشمه وجود، راهی به سوی سینه دریائی آخرین مرد از آل محمد علیهم السلام بیابد، که در کربلای خویش، در صف حسین و یاران اوست. و ... دریغ اگر راه خود به سوی دریا گم کند و به مرداب اصحاب یزیدیان درآید...
.... در این سیاره رنج، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است... اکنون بنگر که در آن سوی این رشته، چه کسی تو را به انتظار نشسته است...
................
هدایت نتیجه ولایت است و لا غیر....
.................
عید سعید غدیر، بر آخرین دریای بیکران معرفت، حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه، و بر شما تشنه کامان دریای معرفت ولایت محمدی مبارک.
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|










