لیست توصیفنامه ها6 اردیبهشت 86 - 01:37 | |
سلام بی معرفت کجایی نیستی میشه بگی داری چی کار میکنی دستم بهت برسه خفت میکنم |
18 بهمن 85 - 06:59 | |
سلام خوبین آقا همین طوری چهرتون که دیدم گفتم بگم چقدر با نمکین خوش باشین بای. |
3 بهمن 85 - 23:50 | |
خدایا چرا ما را آفریدی؟
می خواهم در لذت و شادی و رضایت زندگی کنید.
می خواهم دست مهر و محبت بر سرتان بکشم.
می خواهم سر به دامان من بگذارید و گریه کنید تا به آرامش برسید.
می خواهم با غرور شمارا به فرشتگان نشان دهم و به آفرینشتان افتخار کنم.
می خواهم خنده هایتان را از ته دل بشنوم.
می خواهم برایم گریه کنید تا بخندانمتان.
می خواهم از من بخواهید تا به شما بدهم.
می خواهم همگی برایم آواز بخوانید.
می خواهم همگی مرا در آغوش بگیرید.
می خواهم همگی مرا تماشا کنید.
می خواهم فقط به یاد من باشید و فقط مرا صدا بزنید.
من یگانه کسی هستم که شما را آفریده است
|
1 بهمن 85 - 23:02 | |
salaaaaaaaaam agha milade ghole bolbol
az hoomane maa che khafar?peydash nis |
1 بهمن 85 - 19:59 | |
خدای عاشق بود که زمین و آدم را آفرید
زمین عاشق بود که خاکش را به خدا داد
ندا آمد: زمانی که انسان را بر تخت نشاندمش جملگی سجده اش کنید.
این بزرگترین وظیفه شماست.
فرشتگان صف به صف،رج به رج،به نجوا گفتند:گوئی ما را
این همه دشواری بسنده نبود که به سجده آدم نیز فرمان می دهی؟
او را خلیفه خود می خوانی، بی آنکه بدانیم آن صدف معرفت را در
خانه دل او تعبیه کرده ای یا در جمجمه اش؟
ندا آمد:زمانی که بر تخت نشست،و فرشتگان مقرب،جبرئیل و میکائیل و
اسرافیل و عزرائیل،از جایگاه خود فرود آمدند و سجده اش کردند،شما نیز
به جملگی صف به صف سجده اش کنید.
گفتند:مگر در این مشتی خاک بی ارزش چه می بینی که ما را به عذاب
بی حرمتی به خدای خود دچار می سازی؟
ندا آمد معشوق به چشم دیگران نتوان دید.جانان ما را به چشم ما باید دید.))
فرشتگان چون نیک نظر کردند،قالب آدم را از چهار عنصر:خاک و باد و آتش
و آب دیدند. خاک را صفت سکوت و باد را صفت حرکت،خاک را ضد باد دیدند.
آب سفلی و آتش را علوی دیدند.آب را سرد و آتش را گرم وهمه را ضد یکدیگر
دیدند.
صف در صف به نجوا گفتند:هرکجا دو ضد جمع شوند از ایشان جز فساد
و ظلم بر نخیزد.چون عالم کبری به ضدیت در فساد می آید،عالم صغری اولی تر.
از میان آدمیان پس از آدم پیامبرانی بر می گزینیم از صفات شما فرشتگان.
گفتند:خلافت را به کسی می دهی که جز فساد و ریختن خون از او کاری
بر نیاید؟
هنوز این سخن را فرشتگان به تمامی نگفته بودند که آتشی از سرا پرده غیب
در آمد و جمعی از ایشان بسوخت.
لاکن چون اولین ملامت کنندگان،فرشتگان بودند،خدای بنای عشق بازی را
ملامت نهاد.
|
1 بهمن 85 - 06:16 | |
من نمی فهمم سر شماها به چی گرمه. آره.....
|
- 1
- 2









معشوق به چشم دیگران نتوان دید.جانان ما را به چشم ما باید دید.))
فرشتگان چون نیک نظر کردند،قالب آدم را از چهار عنصر:خاک و باد و آتش
و آب دیدند. خاک را صفت سکوت و باد را صفت حرکت،خاک را ضد باد دیدند.
آب سفلی و آتش را علوی دیدند.آب را سرد و آتش را گرم وهمه را ضد یکدیگر
دیدند.
صف در صف به نجوا گفتند:هرکجا دو ضد جمع شوند از ایشان جز فساد
و ظلم بر نخیزد.چون عالم کبری به ضدیت در فساد می آید،عالم صغری اولی تر.
از میان آدمیان پس از آدم پیامبرانی بر می گزینیم از صفات شما فرشتگان.
گفتند:خلافت را به کسی می دهی که جز فساد و ریختن خون از او کاری
بر نیاید؟
هنوز این سخن را فرشتگان به تمامی نگفته بودند که آتشی از سرا پرده غیب
در آمد و جمعی از ایشان بسوخت.
لاکن چون اولین ملامت کنندگان،فرشتگان بودند،خدای بنای عشق بازی را
ملامت نهاد.