لیست توصیفنامه ها31 شهریور 87 - 21:04 | |
چهار شمع به آهستگی می سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می رسید.
شمع اول گفت:من صلح و آرامش هستم، هیچ کسی نمی تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می میرم.سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد.
شمع دوم گفت:من ایمان واعتقاد هستم،ولی برای بیشتر آدم ها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد که دیگرروشن بمانم.سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت.
شمع سوم با ناراحتی گفت:من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم،انسان ها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده اند و اهمیت مرا درک نمی کنند،آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق بورزند.طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد.
ناگهان کودکی وارد اتاق شدو سه شمع خاموش را دید، گفت:چرا شما خاموش شده اید، همه انتظار دارند که شما تا آخرین لحظه روشن بمانید.سپس شروع به گریه کرد.
پــــــــس شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانی که من وجود دارم ما می توانیم بقیه شمع ها را دوباره روشن کنیم،مـن امـــید هستم.با چشمانی که از اشک و شوق می درخشید.
کودک شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
|
31 شهریور 87 - 13:09 | |
هنگامی که به دنیا آمدیم برایمان اذان خواندند و هنگامی که میمیریم برایمان نماز میخوانند. زندگی چقدر کوتاه است................ فاصله ی بین اذان تا نماز. |
30 شهریور 87 - 22:33 | |
بسی گفتند دل از عشق بر گیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به و بستیم و دیدیم که او زهر است.....اما نوشداروست
|
25 شهریور 87 - 13:26 | |
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامگه ات غرقه به زیر آب است
اینبار نه بیگانه که دشمن ز خود است
صد ننگ به ما که روح تو بیتاب است
|
25 شهریور 87 - 09:38 | |
salam azize delam...mer30 az lotfet...man tavalodam 28th shahrivare vali azinke be yadam boodi mamnoonam....digeam nagoo daste khali....hami ke mano yadet bood donya donya arzesh dare baram azzize delam.....bazam mamnoonam khoshgelam....moraghebe khodet bash...ali |
25 شهریور 87 - 00:48 | |
salam khobi?mer30 mamnon ke be yadam bodi sharmande ke dir javab dadam 1 modat nabodam
bazam mamnon |








