لیست توصیفنامه ها7 خرداد 86 - 12:18 | |
امروز که نوبت جوانی من است
می نوشم از آن که کامرانی من است
عیبم نکنید گرچه تلخ است خوش است
تلخ است از آن که زندگانی من است
"حكیم عمر خیام"
|
3 خرداد 86 - 00:59 | |
در واقع من تمام شده ام! |
2 خرداد 86 - 18:39 | |
من بی می ناب زیستن نـتـوانم
بی باده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده آن دمم که ســاقی گـوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
"عمر خیام"
|
31 اردیبهشت 86 - 16:41 | |
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره این
حكیم عمر خیام
|
31 اردیبهشت 86 - 16:38 | |
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو
بر درگه او شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای
بنشسته همی گفت که کوکو کوکو؟
|
30 اردیبهشت 86 - 18:04 | |
و شاید اینچنین تلخ,منكوب دستی به روی عمد سالهاست مرا به خاك سپرده است! |








