لیست توصیفنامه ها20 شهریور 87 - 14:41 | |
hi m.r
shoma khubiiiiiii?
1-thanks for tarifet
2_man ziad on nemisham ke id bedam bechatim
#-bisharaf khodeti azizam ![]() |
26 تیر 87 - 10:25 | |
ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین! حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین! بال های خویش را دست توسل کرده بود روزت مبارک |
23 تیر 87 - 12:48 | |
شب زیبایی بود آن شبی را كه در آن حس كردم دل من پر زد و سویت امد آن شی كر سر شب تا به سحر بلبل باغ دلم نغمه برایت میزد هیچ یادت هست ؟ آن شبی را كه در دیدگانت چه تب آلود چه مست رفت تا عمق دلم را كاوید حالیا رفته ای و باز منم كه به یاد تو و ان عشق عزیز رفته ام باز به ان نقطه به شب رفته ام تا كه بجوی دل پر مهرت را رفته ام تا كه بجویم نور پر مهر سیه چشمت را ولی افسوس كه دیگر حتا سایه ای زان رخ پر مهر توام نیست كه من بسپارم به هوایش دل را |
22 تیر 87 - 23:47 | |
به سراغ من اگر می ایید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا ،پر قاصدهایی است که خبر می ارند،از گل واشده دورترین بوته خاک. روی شن ها هم، نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح بر سر تپه معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان،چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدوید،زنگ باران به صدا می اید. ادم اینجا تنهاست و در این تنهایی،سایه نارونی تا ابدیت جاری است. به سراغ من اگر می ایید، نرم اهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من................. |
22 تیر 87 - 10:27 | |
از دریا پرسیدم:که این امواج دیوانه ی تو از کرانه ها چه میخواهند؟
چرا اینان پریشان و در به در سر بر کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟
دریا در مفابل سوالم گریست! امواج هم گریستند...
آن وقت دریا گفت: که طعمه ی مرگ تنها آدمها نیستند امواج هم مانند آدمها می میرند و
این امواج زنده هستند که لاشه ی امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل
خاموش می سپارند
|
17 تیر 87 - 15:37 | |
یكدیگر را دوست بدارید . اما از عشق زنجیر مسازید بگذارید عشق همچون دریای مواج میان ساحلهای جانتان در تموج واهتزاز باشد جامهای یكدیگر را پركنید اما از یك جام منوشید از نان خود به یكدیگر بدهید اما هر دو از یك قرص نان تناول مكنید به شادمانی با هم برقصید وآواز بخوانید اما بگذارید هریك برای خود تنها باشید همچون سیمهای عود كه هریك در مقام خودتنها ست . اما همه با هم به یك آهنگ مترنمند دلهایتان را به هم بسپارید اما به اسارت یكدیگر ندهید زیرا تنها دست زندگی است كه می تواند دلهای شما را در خود نگاه دارد در كنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیك از آنكه ستونهای معبد به جدایی بار بهتر كشند وبلوط و سرو در سایه هم به كمال ورویش نرسند |









