لیست توصیفنامه ها15 آبان 85 - 18:40 | |
تجربه گر
(تاثیر گذار، درون گرا، آرمان گرا، متفکر)
تو، یک تیپ "تجربه گر" هستی. اگرچه تو کمی خجالتی هستی (اعتراف کن!) ولی در عین حال عاشق نظارت و کنترل کردنی. وقتی که مشکلی سر راهت بوجود می آید، خیلی سریع، قاطع و بدون ملاحظه مشکل را از سر راهت برمی داری. ناتوانی های خودت، و ناتوانی های دیگران، به راحتی تو را آزار می دهند. تو آدم هایی را که خیال می کنی باهوش نیستند، دوست نداری. اگرچه در عوض بحث کردن با این گونه افراد، خیلی زود همه شان را ندیده می گیری.
در روابط و دوستی ها، احساسات و عواطفی قوی داری. و چون درون گرا هستی، مردم تو را به عنوان فردی که می شود به او اعتماد کرد، می شناسند. ولی واقعیت این است که علاوه بر حل کردن مشکلات، تو دوست داری که مشکل هم بسازی! ضمناً به احتمال خیلی زیاد به کسی که دوستش داری، خیانت می کنی. و اگر این کار را کردی، به احتمال خیلی زیاد، به این کار ادامه می دهی.
تو آدم خوش قلبی هستی. ولی خوب چه کسی نیست؟ |
3 شهریور 85 - 03:13 | |
گوی طلای گداخته
بر اطلس ِ فیروزهگون
[سراسر ِ چشمانداز
در رویایی زرین میگذرد.]
و شبح ِ آزادْگَرد ِ هَیونی یالافشان،
که آخرین غبار ِ تابستان را
کاهلانه
از جادهی پُرشیب
بر میانگیزد.
و نقش ِ رمهیی
بر مخمل ِ نخنما
که به زردی
مینشیند.
طلا
و لاجورد.
طرح ِ پیلی
در ابر و
احساس ِ لذتی
از آتش.
چشمانداز را
سراسر
در آستانهی خوابی سنگین
رویایی زرین میگذرد.
|
16 تیر 85 - 18:39 | |
زیباترین قلب
روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می كرد كه زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعیت زیاد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود و هیچ خدشهای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق كردند كه قلب او به راستی زیباترین قلبی است كه تاكنون دیدهاند.
مرد جوان با كمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت .
ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت كه قلب تو به زیبایی قلب من نیست .
مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام میتپید اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تكههایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نكرده بودند برای همین گوشههایی دندانه دندانه درآن دیده میشد.
در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت كه هیچ تكهای آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود میگفتند كه چطور او ادعا میكند كه زیباترین قلب را دارد؟
مرد جوان به پیر مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخی میكنی؛ قلب خود را با قلب من مقایسه كن ؛ قلب تو فقط مشتی رخم و بریدگی و خراش است .
پیر مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر میرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمیكنم. هر زخمی نشانگر انسانی است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشی از قلبم را جدا كردهام و به او بخشیدهام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكهی بخشیده شده قرار دادهام؛ اما چون این دو عین هم نبودهاند گوشههایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برایم عزیزند؛ چرا كه یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به كسانی بخشیدهام اما آنها چیزی از قلبشان را به من ندادهاند، اینها همین شیارهای عمیق هستند . گرچه دردآور هستند اما یادآور عشقی هستند كه داشتهام . امیدوارم كه آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعهای كه من در انتظارش بودهام پركنند، پس حالا میبینی كه زیبایی واقعی چیست ؟
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی كه اشك از گونههایش سرازیر میشد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم كرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشهای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا كه عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ كرده بود.
www.beloved.mihanblog.com |
16 تیر 85 - 06:34 | |
درود بر لرد بزگوار auord of rohan
در همه تاپیكهای كلوبت دیدگاهمو گفتم...خوشوقت میشم اگه همدیگرو بتونیم ببینیم |
15 تیر 85 - 05:50 | |
----------0000000------000000------------
-------0000000000--000000000--------
-----00000000000000000000000----
---0000000000000000000000000-----
----00000000000000000000000--------
-----000000000000000000000----------
----------000000000000000------------
-------------00000000000-------------
--------------0000000--------------
------------------0000-----------------
--------------------00------------------
- -------------------0------------------- |
15 تیر 85 - 03:28 | |
امتحانات تموم نشد ؟ |
- 1
- 2






