تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
3 خرداد 87 - 00:50
salam agha reza tavalodet mobarak گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست. گفتمش پایان آن را هم بگو؟ گفت پایانش همه شرمندگیست. گفتمش درمان دردم را بگو؟ گفت درمانی ندارد، بی دواست. گفتمش یک اندکی تسکین آن! گفت تسکینش همه سوز و فن TAVALODET MOBARAK
18 آذر 86 - 11:27
قاصدکهای نقره ای خوش خبر اما بی صدا آینه های قصه گو بی گفتگو بی اعتنا سلام دوست عزیز یه روزی یه قاصدکی روی دستت میشینه و خبر خوشی به تو میده. کلوب قاصدکها پر از قاصدک خوش خبره . دوست داریم تو هم در کلوب قاصدکها با ما همراه باشی امیدوارم قاصدکت رو پیدا کنی . راستی امتیاز یادت نره. این هم آدرس قاصدکها : http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/ghasedan/topicid/1421038/wrapper/true
6 آذر 86 - 15:42
صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای می لعل فام را راز درون پرده ز رندان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی مقام را عنقا شکار کس نشود دام بازچین کان جا همیشه باد به دست است دام را در بزم دور یک دو قدح درکش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند آدم بهشت روضه دارالسلام را ما را بر آستان تو بس حق خدمت است ای خواجه بازبین به ترحم غلام را حافظ مرید جام می است ای صبا برو وز بنده بندگی برسان شیخ جام را
15 آبان 86 - 22:15
بملازمان سلطان که رساند این دعا را؟ که بشکر پادشاهی ز نظر مران گدا را ز رقیب دیو سیرت بخدای خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را مژه سیاهت ار کرد بخون ما اشارت ز فریب خود بیندیش و غلط مکن نگارا دل عالمی بسوزی، چو عذار بر فروزی تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا ؟ همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایان بنوازد آشنا را چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را بخدا که جرعه ده، تو به حافظ سحر خیز که دعای صبحگاهی اثری کند شما را
__