تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
24 تیر 87 - 15:33
ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر بارانهای اشک من نشست من تو را آسان نیاوردم به دست در دل آتش نشستن کار آسانی نبود راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غروری هم قد و بالای بام آسمان بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بر غم شکست من تو را آسان نیاوردم به دست در به دست آوردنت بردباریها شده بی قراریها شده شب زنده داریها شده در به دست آوردنت پایداریها شده با ظلم و جور روزگار سازگاریها شده ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر بارانهای اشک من نشست من تو را آسان نیاوردم به دست
24 تیر 87 - 00:58
صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید...
__