تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
7 فروردین 86 - 10:48
” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بستار طولانی، و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان راآغاز و پایانی نیست.“
7 فروردین 86 - 10:36
گفته بودی كه چرا مست تماشای منی آنقدر مست كه یكدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
6 فروردین 86 - 08:08
در آن پر شور لحظه دل من با چه اصراری ترا خواست، و من میدانم چرا خواست، و می دانم كه پوچ هستی و این لحظه های پژمرنده كه نامش عمر و دنیاست ، اگر باشی تو با من، خوب و جاویدان و زیباست
6 فروردین 86 - 07:51
لحظه دیدار نزدیك است . باز من دیوانه ام، مستم . باز می لرزد، دلم، دستم . باز گویی در جهان دیگری هستم . های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ ! های ! نپریشی صفای زلفم را، دست! آبرویم را نریزی، دل ! - ای نخورده مست - لحظه دیدار نزدیك است .
26 آذر 85 - 03:32
نگین گلم !! گوگولم !! اُشُل پُشُل خودم این آبی ترین این شعرش رو همه جا برای همه می خونه...
25 آذر 85 - 20:42
به یاد هندونه پارتی های خونه دانشجویی به اون عکسه نگاه کن کاسهء رو سرت رو هم همینطور ((= مسابقه توانایی گره زدن پاها و راه رفتن با اونها فکر نکنم کسی بتونه تصورشو بکنه ((:
__