لیست توصیفنامه ها5 خرداد 86 - 01:36 | |
هر وقت دل کسی رو شکستی ُ یک میخ بزن به دیوار اما هر وقت دل اونو دوباره به دست آوردی میخ رو از دیوار بکش اما... اینو بدون که همیشه جای میخ روی دیوار میــــــــــــــــــــــــــــــــمونــــــــــــــــه د |
4 خرداد 86 - 23:22 | |
هر چند از این دوری و چشمان قشنگت گله داریم
تا لحظهء خوبی كه بیایی، من و دل حوصله داریم
گفتی من و تو، قسمت یك پنجره باشیم قبول است
هر چند به اندازهء پرواز و قفس، فاصله داریم
یادت نرفته است عزیزم، كه اگر درد سری هست
از خندهء آن روز، از آن كوچه، از آن یك بله داریم
دیگر همه را گردن این قسمت و تـقدیر نینداز
تـقدیر كدام است؟ ببین، ما خود مسئله داریم
عیب از خودمان نیست؟ كه تا پای قراری به میان است
هی صحبت كمبود زمان می شود و مشغله داریم
انگار محال است كه ما قسمت یك پنجره باشیم
حالا كه به اندازهء پرواز و قفس فاصله داریم
شهاب رستگار...
|
4 خرداد 86 - 07:35 | |
می دونی بازی روزگار چیه؟؟ این که تو چشم بذاری من قایم شم . بعد تو یکی دیگه رو پیدا کنی |
3 خرداد 86 - 00:37 | |
دنیای دون آلود...
در این دنیای طاقت سوز و توان فرسا
غم انگیزو ملال افزا
هوا آلوده ، ابر آلوده، آب و آتش آلوده
نسیم کوهساران با دم عیسی وش آلوده
نِی آلوده ، مِی آلوده نوای دلکش آلوده
شب و شمع و دم و دود و گُل و مُل هر شِش آلوده
شراب بی غش آلوده
سبو و ساغر و ساقی
شراب مانده از پیر مغان باقی
حدیث عشق و مشتاقی
همه بر باد رفته
قصه ها ، از یاد رفته
گشته حیران دِیر پیرو مانده حیران پیر دِیر
مستی و شوریدگی یادش بخیر
ای خوش آن خواب طلائی
آن خوشی های خیالی
رَسته از ایام و کابوس و لیالی
با پَری هم خوابگیها
با جنون هم خانگیها
وَز خِرد تا خادم خود کامگی، بیگانگی ها
تا خرد در خدمت خود کامگیست
در جهان عاقل تر از دیوانه کیست ؟
می روم ، می روم تا آشیان در گَنبد مینا بسازم
دور از این دنیا بسازم
دور از این دنیای دوزخ گونهء قیرینه روزن
زشت و زهر آگین زِ پاها تا به گرزن
در بهشت آرزو ها غرفه ای زیبا بسازم
خیمه ای از پرنیان ، خرگاهی از دیبا بسازم
دور از این دنیا بسازم
دور از این کانون پَستی
میروم با چیره دستی
تا بشویم دامنم را
لکهء پیراهنم را
تا گلستان مُردم گُل مژمرد و آمد برگ ریزان
خار با گُل شد ستیزان
میروم اُفتان و خیزان
تا جهانی بهتر از دنیا بسازم
گرچه کُولی بچه ای بی برگ و سازم
وا نشد هر گز به کس دست نیازم
من دگر در بی کرانها چون دو پیکر یکه تازم
آدم و این سر افرازی ؟
شهیر همت بنازم
می روم تا دور از شما انسان نُما ، درنده خو ها
وین زَننده رنگ و بو ها
خانه ای از اطلس و دیبا بسازم
کیست منظورم از این انسان نما ها ؟
عذر می خواهم ، جسارت می کنم آری شما ها
رفتم از دست شما تا چاره ء فردا بسازم
روز روشن از شب یلدا بسازم
می روم ، من می روم ، رفتم که رفتم
یا بسوزم یا بسازم
شـــــــهاب الـــــدیــن رستــــــــــــگار...
|
30 اردیبهشت 86 - 06:02 | |
اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم |
29 اردیبهشت 86 - 06:57 | |
اشكی دگرندارم,خندیدنم به زوراست نفرین به هرچه قسمت,چشم دلم چه كوراست بر دل گفته بودم,دل به كسی نبندد گوشی كه بشنودكو,این دل چه بیشعوراست هردم گریه كردم تاحدجان سپردن گویی دواندارد, چشم خداچه كوراست ازعشق ناامیدم,تاكی دلم بسوزد گویی غم توبامن,همزادوجفت وجوراست دراسمان قلبم,دیگرستاره ای نیست تنهادعای این دل, یك مرگ سوت وكوراست |










