لیست توصیفنامه ها13 مهر 87 - 21:58 | |
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
( دکتر علی شریعتی )
16.gif |
13 مهر 87 - 19:45 | |
دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است،
و هیچ چیز ،
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش ،
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست ،
و نه هیچ چیز ، مرا از هجوم خالی اطراف ،
نمی رهاند ... !
|
12 مهر 87 - 18:05 | |
ازدواج، یعنی همین!
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به یاد داشته كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا كردن پرپشت ترین، تا انتهای گندمزار رفتم.
استاد گفت : عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.
استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین!!
|
11 مهر 87 - 21:51 | |
آدما از جنس برگن ...
گاهی سبزن ،
گاهی پائیزن و زردن ؛
زمستون دیده نمیشن ؛
تابستون سایبون سبزن ؛
آدما خیلی قشنگن !
حیف كه هر لحظه یه رنگن...!! |
10 مهر 87 - 15:33 | |
فراموش کن
انچه را که نمی توانی بدست اوری....
و بدست اور
انچه را که نمی توانی فراموش کنی
|
7 مهر 87 - 17:30 | |
در یک صبح زود وقتی پرده سیاه و کبود شب کنار زده شد ، هنگامی که خورشید سرش را از بالش قله های کوه بلند کرد ، دید که دره گاهان از موسم عشق پوشیده شده و بر شاخه های خاطرات شکوفه های بیشماری از لحظات گذشته جوانه زده . آرزوهای ناگفتنی و ناشنیدنی ، نیمه خواب ، نیمه بیدار ، خواب آلوده به زندگی نگاه می کند و زندگی موج موج در تکاپوست ، لحظه ها تازه هستند مثل گذشته ها ، بله همان زندگی که با عشق و حسرت احاطه شده ، وصال و همچنین فراق و این احساس که زمان مثل رودخانه ای جاریست و در حالی که در جریان است زمزمه می کند دره گاهان از موسم عشق لبریزه و بر شاخه های خاطرات ، شکوفه های بیشماری از لحظات گذشته جوانه زده ...
|










