تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
22 شهریور 86 - 02:29
منننننننننننننننننننننننن تو رو میکششششششششممممم D: خاطره مینویسییییییییییییییییییییییی حالا برامممممممممم D: دعا کن هیچوقت دستم بهت نرسه ورپریده ی من D:
31 اردیبهشت 86 - 09:49
ممنونم جالب بود موفق باشید
3 اردیبهشت 86 - 07:19
ok taeid shod jenab nazaretoon,ama addi az tarafe shoma nadashtam ke taeid konam,badesham ye kam profileto be haghighat nazdik kon jenab ta adam befahme taklifesh chiye;)ok?
1 اردیبهشت 86 - 07:07
آی خدا لالت کنه.عجبااااااااا D: چیکار کنیم دست به قلممون و انشاء حرف نداره D: ولی با این همه خوبه که با حرفهام موافقی ;) درضمن معنی اسمم میشه گیسو کمند. باباییییییییییی
29 اسفند 85 - 01:15
سلام دوست عزیز من ضمن عرض تبریك سال جدید امیدوارم سال خوبی را در كنار خانواده خود داشته باشیدو از شما دعوت می كنم از وب لاگ شخصی من بازدید نمایید ونظر خود را جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگم اعلام نمایید www.shahrokh.coo.ir سال 1386 مبارك با تشكر شاهرخ افشار 28/12/1385 یه شب... یه دل تنگ... یه یاد كهنه... یه یار قدیمی... دیشب وقتی كه صداتُ پس از ماهها از پشت سیمهای تلفن شنیدم به سختی تونستم تشخیص بدم كه خودتی... داره باورم میشه كه از یادم میری بیرون... از خاطراتم... چه قدر ازم دور شدی... و چه قدر غریبه... همون غریبه آشنای من كه یه روزی از 100 فرسخی می شناختمت... اما حالا صداتم با من بیگانه است... دیشب وقتی چشمهام رو روی هم گذاشتم تصویر تو در ذهنم نقش بست اما تار بود.... درست نمیدیدم... دیشب دلم برات تنگ شده بود... دلم همیشه برات تنگه... از اولشم تنگ بود حتی وقتی كه كنارم بودی و دستات تو دستم بود.... همیشه ازم دور بودی.... همیشه.... دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد.... دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت... دیشب دلم هوات كرده بود.... دیشب... اما تو نبودی.... تو كنارم نبودی... حتی توی خیالم هم درست نمی دیدمت.. دیشب شب بدی بود... واسه بار آخر همه خاطراتتِ‌ُِ مرور كردم... مثل یه فیلم... خیلی سریع... بعضی جاهاش هم stop می كردم و به چشمات خیره می شدم...( آخ كه چه قدر دلم هوای چشمات كرده ) اما بالاخره تموم شد...وقتی خوب به همشون فكر كردم.... یه تصمیم جدید گرفتم... یه قلم... یه كاغذ... یه جفت چشم بارونی... و یه پنجرة بارون خورده... نوشتم... نوشتم... از تو ... از یادت... از دوست دارم ها... از چشمات... از دلتنگی هام ... از رفتنت... از نبودنت و در آخر اینكه..... هنوزم دوست دارم ای عشق دیرینة من یه پاكت نامه... یه عكس یادگاری... یه دل شكسته... یه دست لباس... راه افتادم و رفتم... رفتم و رفتم تا به مقصد رسیدم... یه گوشه خالی... كنار یه قبرستون ... یه قبر خالی... بی نام و نشون...نامه ات بوسیدم و گذاشتم تو قبر خالی... بعد هم عكست رو گذاشتم روش... بعد هم خاك ریختم... خاك ... خاك... خاك یه قبر... یه شمع... یه شاخه گل... یه دل تنگ... حالا دیگه جات مشخصِ ... حالا دیگه لازم نیست دنبالت بگردم... از این به بعد میام این جا... هر وقت دلم گرفت... هر وقت دلم هواتُ كرد... هر وقت خواستم بیام پیشت میام اینجا... دیگه لازم نیست تو خیابونا دنبالت بگردم... تو كوچه ها... تو خاطرات... دیگه منتظر برگشتنت نمی مونم... دیگه منتظر تلفنت نیستم... آخه دیگه مطمئنم كه تو مردی و جات هم گوشه یه قبرستون بی نام و نشونه...
16 بهمن 85 - 07:38
بنام نامی عشق سلام دوست عزیز با پیوستن به یكی ازگروه های ما در یاهو هر روز با دست نوشته ها وخاطرات آموزش مطالب مختلف كامپیوتر-آرایشگری- پخت غذا-علمی و... اطلاعات علمی ومقالات همچنین گلچینی از مطالب جالب گروههای یاهو را دریافت كنید و به دوستانی كه عضو گروه ما شوندیا مارا به دیگران معرفی نمایند یك دامین كوتاه جهت نشان دادن وب لاگ به رایگان داده می شود. ما منتظر شما هستیم تا به نحوی از شما پذیرایی كنیم . شاهرخ افشار http://uk.groups.yahoo.com/group/shahi_afshar http://uk.groups.yahoo.com/group/cheshmah آیدی ها,ایمیل ما در یاهو : afsharcc1385@yahoo.com acc55co@yahoo.com آیدی ماوایمیل ما در هات میل : afsharcc@hotmail.com آیدی ماوایمیل ما در جی میل: shahnameh@gmail.com در صورت تمایل جهت ارسال مطالب و منتشر شدن با نام شما می توانید با همان ایمیل ها تماس بگیرید. شهوت کمدین مشهور گروچومارکس متنی طنز آلود اما جدی درباره شهوت نوشته است: -به اعتقاد من عشق حقیقی تنها هنگامی تجلی می یابد که آتش شهوت اولیه فروبخوابد و گدازه های سوخته ی آن به خاکستر تبدیل شوند. عشق چنین است.چنین رابطه ای شهوت را تنها نگاره ای از خاطرات می داند.بخش های تشکیل دهنده ی این عشق -بردباری-بخشش-تفاهم متقابل-وتحمل عظیمی نسبت به خطاهای دیگری است. -شهوت یک نیرنگ است.وهمان طور که"شاو"می گوید تاسف آور است که درست وقتی دو نفر تحت نفوذ خشونت-جنون-و اوهام شهوت قرار می گیرند همواره یک نفر پیدا می شود و از آنها می خواهد همواره در این شرایط آشفته غیر عادی و فرسایشگر بمانند تا زمانی که مرگ آن ها را از هم جدا کند. پائولو کوئلیو(دومین مکتوب)
__