لیست توصیفنامه ها28 مرداد 86 - 12:11 | |
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا. |
28 مرداد 86 - 12:05 | |
بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند |
22 اردیبهشت 86 - 20:49 | |
جلب محبت
محبت زمانی از راه میرسد که کمتر از هر موقع دیگر انتظارش را داریم و در جستجوی آن نیستیم . شکار عشق هرگز یار درست را به ارمغان نمی آورد . تنها عطش و بدبختی می آفریند عشق هیچگاه برون از ما نیست ; درون ماست
هرگز اصرار نورزید که عشق بی درنگ بیاید . شاید هنوز آماده آن نیستید یا هنوز آن قدر پرورش نیافته اید که عشقی را که میخواهید به سوی خود جذب کنید
صرفا به خاطر بی کسی , هر کسی را نپذیرید . معیارهای خود را تعیین کنید . چگونه عشقی را میخواهید به سوی خود فرا خوانید؟ از ویژگیهایی که براستی در ارتباط عاشقانه می جویید , فهرستی تهیه ببینید . این ویژگیها را در خود بپرورانید تا شخصی را به سوی خود بکشانید که صاحب این ویژگیها باشد
می توانید بیازمایید که چه چیز عشق را از شما دور نگاه می دارد. آیا مشکل , انتقاد است یا احساس بی ارزش بودن یا معیارهای نا معقول یا تصاویر هنر پیشه ها وستاره های سینما یا ترس از صمیمیت یا این اعتقاد که شما دوست داشتنی نیستید؟
وقتی عشق از راه میرسد, برایش آماده باشید . زمینه را فراهم کنید و آماده باشید تا عشق را بپرورانید . لبریز از محبت و مهر باشید تا دوست داشتنی شوید . با آغوش گشاده پذیرای عشق باشید |
13 اردیبهشت 86 - 18:06 | |
درقلمرو دل
آن چه را براستی از زندگی تمنا داری
درین جهان سراغ نتوانی كرد
تمامی آن كه مشتاقی وآرزومند
نهفته بدرون تست
ودیگر هیچ كجا یافت می نشود
در اعماق دل خویش جستجو كن
و چون باز تو راز گوید
روشنی پیام را در پندارهای باطل مپیچ
او یگانه پیامبر تست
پیغام را دریاب
كه دل، تنها راه هموار است
به جانب عشق و شادمانی و سرشاری.
آن چه در دست های تو گنجد فراتر از قامت دست نرود
اما خیالی كه بر دل نشیند
همواره فزونی یابد
وسعت پذیرد
و جاودانه در گستره های تكامل
ریشه دواند
دل را وسعتی ست به پهنه ی گیتی
و جایگاه عشق است
تا كه در او جای گیرد و لبریزش كند
و این معنای مطلق زندگی است
|
13 اردیبهشت 86 - 04:46 | |
امروز، روز دیگر
فرداهای تو روشن است
هم بدانسان كه تو بنیاد می نهی
و چون از گذشته ها به امروز سفر كنی
هرگز نیاز بدان نیست كه تیرگی های ایام رفته را
همراه خویش بری
امروز پدیده ای شگفت است ، سر شار توان و امكان
تا زندگی را بدان پایه بنا كنی
كه آرزومندی
امروز ، سرآغاز بخت است
اولین گام به راههای نو
و دستی به سوی همبستگی های نوین
امروز ، نیك وقت آنست كه به یاد آری ؛
تو خداوندگار آن نیروی شگرفی
كه شادمانی را به زندگانیت
ارمغان تواند داد
و عشق را و رضایت را.
اكنون روز آنست كه خویشتن را دریابی
و عشق را به خود هدیه دهی و بردباری را
كه سخت نیازمند آنی.
و امروز هم آن است
كه آهنگ رفتن كنی
آهنگ فردای روشن خویش.
|
12 اردیبهشت 86 - 18:36 | |
راه توانگری
ثروت مسئله هشیاری است . فرانسوی ها قصه ای دارند که گویای همین حقیقت است : مردی فقیر از جاده ای می گذشت که مسافری او را متوقف کرد و گفت :
((رفیق می بینم که فقیری . بیا این طلا را بگیر و بفروش تا سراسر عمرت غرق ثروت باشی.))
فقیر از این خوش اقبالی به وجد آمد و طلا را به خانه آورد. بی درنگ کاری یافت و چنان ثروتمند شد که هرگز طلا را نفروخت . سالها گذشت و او که مردی متمول شده بود روزی در راهی به مرد فقیری برخورد و گفت بیا رفیق ! من این طلا را به تو می دهم تا سراسر عمر غرق ثروت باشی.))
مرد مسکین طلا را گرفت و نگاهی به آن انداخت و گفت اما این که برنجی بیش نیست !)) پس می بینیم که مرد نخست با احساس دولتمندی و با این اندیشه که آن قطعه فلز طلا است غنی شد.
هر انسانی در درون خویش ، صاحب یک تکه طلا است. این هشیاری آدمی از طلا و توانگری است که راه هر ثروتی را بر زندگیش می گشاید. آدمی به هنگام طلب ، از پایان سفر خود می آغازد.یعنی ندا در می دهد که پیشاپیش ستانده است .
آری دوستان من سفر به سوی توانگری را باید از انتها آغاز کرد . یعنی اینکه اول خود را توانگر ببینید و برای این توانگری که خدا شما ارزانی کرده شکر گزاری کنید تا آن توانگری را به چشم ببینید .(( باور کنید تا ببینید ))
|











بیا رفیق ! من این طلا را به تو می دهم تا سراسر عمر غرق ثروت باشی.))
مرد مسکین طلا را گرفت و نگاهی به آن انداخت و گفت