لیست توصیفنامه ها27 خرداد 87 - 20:32 | |
در هم آغوشی لب هایمان
ترانه ی خوانده نشده ای را شنیدم
که فردایش
من نیستم
صدایت را بگیر و برو!
اولین کوچه کمی بعدتر
منم که
خیره در تو
از تو
می گذرم...
و چراغ قرمز ها ایستاده ی تواند!
|
28 آبان 86 - 10:11 | |
مثبت اندیشی خیلی زیباست
روزی زنی از خواب بیدار می شود در آینه نگاه می كند و متوجه می شود
كه فقط سه تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: فكر می كنم بهتر باشد امروز موهایم را ببافم؟
همین كار را می كند و روز را به خوشی می گذراند.
روز بعد از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و
می بیند كه فقط دو تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز فرقم را از وسط باز می كنم.
او همین كار را می كند و روز را بخوشی می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و می بینید كه
فقط یك تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز موهایم را از پشت جمع می كنم. او همین كار را
می كند و روز شادی را می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند می بیند كه حتی
یك تار مو هم روی سرش باقی نمانده.
بخود می گوید: امروز مجبور نیستم كه موهایم را درست كنم.
|
28 آبان 86 - 10:09 | |
آریستیپوس فیلسوف ، سرمست از قدرتش در بارگاه دیونیسوس ، حاکم مستبد سیراکوس روزی به دیوژانس برخورد که خوراکی از عدس در پیش نهاده بود .
آریستیپوس گفت : اگر کمر به خدمت دیونیسوس می بستی ، مجبور نبودی عدس بخوری .
دیوژانس گفت : اگر می دانستی چگونه به عدس خوردن قانع باشی ، مجبور نبودی که سر تعظیم در مقابل دیونیسوس فرود بیاوری .
مرشد می گوید : درست است که هر چیز قیمتی دارد ، اما قیمت همیشه نسبی است . وقتی رویاهایمان را تعقیب می کنیم ، ممکن است دیگران تصور کنند که ا ناشاد و ترحم انگیز هستیم . اما آنچه دیگران فکر می کنند ، مهم نیست . آنچه مهم است ، احساس خرسندی در قلب است .
|
2 آبان 86 - 15:43 | |
آرزوهای ویکتور هوگو
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تناییت، نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد
بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم که دوستانی داشته
باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست، و برخی دوستدار
مه دسته کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم، یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غره نشوی.
و نیز آرزومندم مفید باشی، نه خیلی غیر ضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه
دارد.
همچنین، برایت آرزومندم که صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیری می کنند
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه
شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی، خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش
کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد
چرا که به این طریق
به رایگان احساس زیبایی خواهی یافت.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند که خرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم که پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه، سالی یکبار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: این مال من
است؟
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری
است.
و در پایان، اگر مردی، آرزومندم زن خوبی داشته
باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید
|
14 مهر 86 - 12:54 | |
نامه ای به خدا
سلام ای محبوب من ، ای معشوق من و ای زیبای من، ای خدایی که با همه وجود دوستت دارم.
اینک فرصتی است تا با تو سخن بگویم. خدایا این عزت مرا بس است که من بنده تو هستم. و این افتخار مرا کافی است که تو پروردگار منی، تو آنچنانی که دوست دارم.
مرا آنچنان قرار بده که دوست می داری. ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق، ای خدایی که مرا به تکنولوژی عشق فرا خواندی و آنگونه اراده کردی که در این مقطع از تاریخ زندگی من تحولی ایجاد شود. اینک من به عنوان دانشجوی موفق تکنولوژی فکر در مسیر زندگی ، راه نوینی را یافته ام. راهی که برای من دستاوردهای بزرگی از تحول ، موفقیت و سعادت را به دنبال دارد. ای خدای رحمان اینک در زندگی من نقطه عطفی ایجاد شده است و من تولدی دوباره یافته ام.
و می روم تا با اعتماد به نفسی عالی ، باورهای درست و با افکاری مثبت و هدفمند از زندگی خود یک شاهکار بسازم ویقین دارم که در این مسیر ، تو در هر لحظه و همه جا همراه من خواهی بود و به من کمک خواهی کرد.
ای مونس تنهایی های من ، اینک من به عنوان یک انسان ، به عنوان جانشین تو روی کره زمین می روم تا با فرماندهی درست سفینه وجودم را به جزایر قشنگ زندگی سفر کنم و از لحظه لحظه های زندگیم لذت ببرم.
ای خدای آسمانها و زمین ؛ امروز این بنده کوچک تو در نهایت تواضع و خشوع و با عشق و احساسی بی نظیر به شناخت مجدد تو پرداخته است. و من اینک از تو باور دیگری دارم. یقین دارم که تو واقعا مرا دوست داری و من با تمام وجودم به تو عشق می ورزم.
ای محبوب من ! من عشق را از تو آموخته ام واینک به تمام کائنات ، حیوانات ، گیاهان و همه انسانها عشق می ورزم و یقین دارم انچه از تو و مظاهر این دنیا به من می رسدخیر مطلق است و تو مرا از هر گونه شری در امان نگه می داری.
ای خالق من ای که از روحت در من دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی و آسمانها و زمین را به تسخیر من در آوردی. اینک من به عنوان انسانی بزرگ و صاحب اقتدار و شخصیت می روم تا در عرصه این دنیا اظهار وجود کنم و با سایر انسانها عالیترین رابطه ها را برقرار کنم.
ای محبوب زیبای من ، به تو قول می دهم اینک که خود را بازیافته ام و با تکنولوژی فکر نظام تفکر و باورهای خود را متحول ساخته ام ، میروم تا انسانی بزرگ ، با شخصیت ، امین، صادق، استوار،قاطع،مصمم، صمیمی، مهربان و متواضع باشم. با سلاح عشق و ایمان و با استفاده از قدرت بیکران فکر و ضمیر ناخودآگاه خودم زندگی زیبایی را یاز کنم.و در همه عرصه های زندگی طوفانی از موفقیت به پا کنم.
ای خالق همه هستی ، ای کسی که همه ما را دوست داری اینک ما دانشجویان تکنولوژی فکر به پاس این لطف و محبت تو و به پاس این موفقیت بزرگ که امروز برای ما حاصل شده است ،میرویم تا این پیام عشق را پیام تکنولوژی فکر را که در حقیقت تکنولوژی عشق و معرفت الهی است.
|
14 مهر 86 - 12:52 | |
در س هایی که آموخته ام
آموخته ام که رفاقت و دوستی واقعی به رشد خو ادامه می دهد.
آموخته ام که افراد زیادی هستند که تو را دوست دارند، اما نمی دانند
احساسشان را چگونه نشان دهند.
آموخته ام که نمی توانی کسی را وادار کنی که به تو عشق بورزد
تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که کسی باشی که مورد عشق
دیگران واقع شود.
آموخته ام که بلوغ و پختگی به تجربیات و درس هایی که آموخته ای بستگی دارد،
نه به تعداد جشن تولدی که برگزار کرده ای .
آموخته ام که فقط کافی نیست که اطرافیان تو را ببخشند، گاهی اوقات
هم باید یاد بگیری که خودت را ببخشی .
آموخته ام که شرایط زندگی ما ممکن است بر آنچه که هستیم تاثیر گذاشته باشد،
اما برای آنچه که می خواهیم بشویم خودمان مسئول هستیم.
آموخته ام فقط به این دلیل که دو نفر با یکدیگر اختلاف دارند، به این معنا نیست که
آنها یکدیگر را دوست ندارند و فقط به این دلیل که با یکدیگر اختلاف ندارند
به این معنا نیست که یکدیگر را دوست دارند.
آموخته ام آنچه که در زندگی ات داری مهم نیست ، بلکه آنجه که در
زندگی ات اهمیت دارد ، مهم است.
آموخته ام که ما مجبور نیستیم دوستان خود را تغییر دهیم اگر درک کنیم
که آن ها خودشان تغییر می کنند.
آموخته ام که تو نباید برای کشف یک راز، خیلی مشتاق باشی . این امر
برای همیشه می تواند زندگی ات را تغییر دهد .
آموخته ام که زندگی تو می تواند در ظرف چند ساعت با کمک افرادی
که هرگز تو را نمی شناسند، تغییر کند.
آموخته ام که دو انسان می توانند به یک چیز مشابه نگاه کنند و
چیزی کاملا متفاوت را مشاهده کنند.
آموخته ام که سال ها طول می کشد تا اساس یک اعتماد ساخته شود ولی
برای ویران کردن آن اعتماد، فقط چند ثانیه باقی است. |









