لیست توصیفنامه ها1 خرداد 87 - 23:25 | |
ریشه در آب ریشه در فریاد *** شب از ارواح سکوت سرشار است . و دست هائی که ارواح را می رانند و دست هائی که ارواح را به دور، به دور دست، می تارانند . *** - دو شبح در ظلمات تا مرزهای خستگی رقصیده اند . - ما رقصیده ایم . ما تا مرزهای خستگی رقصیده ایم . - دو شبح در ظلمات در رقصی جادوئی، خستگی ها را باز نموده اند . - ما رقصیده ایم ما خستگی ها را باز نموده ایم . *** شب از ارواح سکوت سرشار است ریشه از فریاد و رقص ها از خستگی
|
30 اردیبهشت 87 - 09:51 | |
قصه اینجوری شروع شد.. من وچشمات و ترانه*
تو رو خواستن تا همیشه..... گریه و اشک شبانه*
تو می دونی تا همیشه..... من به یاد تو می مونم*
هرچی که ترانه دارم ..واسه ی چشات می خونم*
واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس*
دیدن صورت ماهت....... ...یه خیال عاشقانه اس*
بی تو من هیچی ندارم.. پیش چشمات کم می یارم*
اگه تو بخوای می میرم جون به دستات می سپارم*
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن*
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن*
تو مثه اب و نفس باش.... واسه این عاشق مجنون*
رو تن این خاک تشنه........ تو ببار همیشه بارون*
|
23 اردیبهشت 87 - 17:17 | |
بی اعتنا به عشق من ای داد، می روی *
شعر مرا نخوانده و چون باد، می روی*
در خلوتم دگر خبری از بهار نیست *
ای آه..... تا بلندی فریاد می روی *
یخ بسته ام بیا به تماشای مردنم *
گرمای با سخاوت مرداد ، مـــی روی *
یک عمر با نگاه تو من شعر گفته ام *
ای عشق،ای صمیمی همزاد می روی*
با تو نفس کشیدن من رنگ تازه داشت *
ای یادگار لحظه میلاد ،عسلم می روی *
با تو تمام زندگی ام شکل می گرفت *
با من بگو
چگونه تو از یاد
می روی
*دلتنگی خدا
|
23 اردیبهشت 87 - 12:55 | |
بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی، *
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو،*
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ،*
با اینا زمستونو سر میکنم،*
با اینا خستگیمو در میکنم.*
شادی شکستن قلک پول، *
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد،*
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب، *
با اینا زمستونو سر میکنم،*
با اینا خستگیمو در میکنم.*
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه ، *
شوق یک خیز بلند از روی بوتههای نور، *
برق کفش جفت شده تو گنجهها،*
با اینا زمستونو سر میکنم،*
با اینا خستگیمو در میکنم.*
عشق یه ستاره ساختن با دلک،*
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه،*
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،*
با اینا زمستونو سر میکنم،*
با اینا خستگیمو در میکنم.*
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،*
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن، *
توی جوی لاجوردی، هوس یه آبتنی،*
با اینا زمستونو سر میکنم،*
با اینا خستگیمو در میکنم...
|
20 اردیبهشت 87 - 15:27 | |
بـگرفـت کار حسنت چون عشق من کمالی *
خوش باش زان کـه نـبود این هر دو را زوالی *
در وهـم مینگـنـجد کاندر تـصور عقـل *
آید بـه هیچ مـعـنی زین خوبـتر مـثالی *
شد حـظ عمر حاصل گر زان کـه با تو ما را *
هرگز بـه عـمر روزی روزی شود وصالی *
آن دم که با تو باشم یک سال هسـت روزی *
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی *
چون مـن خیال رویت جانا بـه خواب بینـم *
کز خواب مینـبیند چشمـم بـجز خیالی *
رحـم آر بر دل مـن کز مـهر روی خوبـت *
شد شـخـص ناتوانـم باریک چون هـلالی *
حافـظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی *
زین بیشـتر بـباید بر هـجرت احـتـمالی*
|
20 اردیبهشت 87 - 15:11 | |
دلتنگم از نبودن چشمت نگاه کن*
بایک مداد ساده دلم را سیاه کن*
میدانم اشتباه بزرگیست عاشقی*
اما بخاطر من اشتباه کن*
دلتنگی خدا |






