تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
27 اسفند 86 - 21:19
تولدت مبارک آقا ناصر... زیباترین های زندگی رو از صمیم قلب برات آرزومندم. البته همشون در کنار سلامتی...
3 خرداد 86 - 18:31
میان ما و فرزندان حصاریست/ حصاری از زمان ها وز مكانها/ حصاری از دو نسل ناهماهنگ/ حصاری از زمین تا آسمانها/ پدر در جذبه‌ی افكار خویشست/ پسر مستی كه هوشیاری نداند/ زمان در دستشان چون ریسمانست/ یكی این سو یكی آن سو كشاند/ پدر با خشم می‌غرد به فرزند/ كه من پرورده‌ی دنیای خویشم/ پسر چین بر جبین آرد كه ای مرد/ برو من در پی فردای خویشم/ پدر گوید كه فرزندم تبه شد/ پسر در دل كند او را ملامت/ پدر با خشم گوید ای تبهكار/ برو از پیش چشمم تا قیامت/ در این غوغا مگر مردی برآید/ كه با دانش بجوید ریشه‌ها را/ به فتوای خرد با دست تدبیر/ گره بندد به هم اندیشه‌ها را/ به عمری بر در مغرب نشستن/ سرانجامش نفاق خانگی شد/ چو شرقی خویش را در غرب گم كرد/ گرفتار ز خود بیگانگی شد/ سموم غرب چون بر شرق توفید/ خزان شد باغ فكر و سنت و كیش/ پدر بیگانه شد با روح فرزند/ پسر گمگشته‌ئی بیگانه با خویش/ چو غربی در تفكر برتری یافت/ ز بیمش مرد شرقی رخ نهان كرد/ بسی كوشید غربی لیك شرقی/ ز این بنشست خود را ناتوان كرد/ چو مشرق بهر خود آسودگی خواست/ ره اندیشه را مغرب بر او بست/ چنان كوشید غربی در ره علم/ كه پل را پیش پای شرق بشكست/ خود شرقی خودش در خویش گم كرد/ بسی كوشید غربی در شكستش/ اگر شرقی بجوید خویش را باز/ بیفتد رمز پیروزی به دستش...
9 اسفند 85 - 01:16
آخرین باری که با صدای بلند برای خودت آواز خوندی کی بود؟
5 دی 85 - 06:45
: : ~~~~~~~~~$$$"~~'$$ ~~~~~~~~$$$"~~~~$$ ~~~~~~~~$$$~~~~.$$ ~~~~~~~~$$~~~~..$$ ~~~~~~~~$$~~~~.$$$ ~~~~~~~~$$~~~$$$$ ~~~~~~~~~$$$$$$$$ ~~~~~~~~~$$$$$$$ ~~~~~~~.$$$$$$* ~~~~~~$$$$$$$" ~~~~.$$$$$$$ ~~~$$$$$$"`$ ~~$$$$$*~~~$$ ~$$$$$~~~~~$$.$.. $$$$$~~~~$$$$$$$$$$. $$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$ $$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$ $$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$ 3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$ ~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$ ~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$ ~~~$$$$~~~~~~~$$~$$" ~~~~~$$*$$$$$$$$$" ~~~~~~~~~~````~$$ ~~~~~~~~~~~~~~~'$ ~~~~~~~~..~~~~~~$$ ~~~~~~$$$$$$~~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~~$$$$$"~~.
22 مهر 85 - 06:39
در خیابانهای سرد شب من پشیمان نیستم من به این تسلیم می اندیشم این تسلیم دردآلود من صلیب سرنوشتم را بر فراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدم در خیابانهای سرد شب جفتها پیوسته با تردید یكدیگر را ترك می گویند در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ خداحافظ صدایی نیست من پشیمان نیستم قلب من گویی در آن سوی زمان جاریست زندگی قلب مرا تكرار خواهد كرد و گل قاصد كه بر دریاچه های باد میراند او مرا تكرار خواهد كرد آه می بینی كه چگونه پوست من می درد از هم كه چگونه شیر در رگهای آبی رنگ پستانهای سرد من مایه می بندد كه چگونه خون رویش غضروفیش را در كمرگاه صبور من می كند آغاز ؟ من تو هستم ‚ تو و كسی كه دوست می دارد و كسی كه در درون خود ناگهان پیوند گنگی باز می یابد با هزاران چیز غربتبار نامعلوم و تمام شهوت تند زمین هستم كه تمام آبها را میكشد در خویش تا تمام دشتها را بارور سازد گوش كن به صدای دوردست من در مه سنگین اوراد سحرگاهی و مرا در ساكت آینه ها بنگر كه چگونه باز با ته مانده های دستهایم عمق تاریك تمام خوابها را لمس می سازم و دلم را خالكوبی می كنم چون لكه ای خونین بر سعادتهای معصومانه هستی من پشیمان نیستم از من ای محجوب من با یك من دیگر كه تو او را در خیابانهای سرد شب با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت گفتگو كن و بیاد آور مرا در بوسه اندهگین او بر خطوط مهربان زیر چشمانت
11 فروردین 85 - 12:32
زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ورنه خاموش است وخاموشی گناه هست
__