لیست توصیفنامه ها7 دی 86 - 22:36 | |
به نام خدا
صدای کیست چنین دلپذیر می آید
کدام چشمه به این گرمسیر می آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می آید
کسی به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می آید
خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران "غدیر" می آید
هدایت نتیجه ولایت است و لاغیر...
آنروز، در بارش ترنم کلام رسول خدا، قطره قطره کلام هدایت در کویر دلهای مردمان نشست... اما بر امت پیامبر چه گذشت... که خاک کویر به برکت باران کلام رسول رحمت، و به مختصر آب آن برکه کوچک، تا همیشه تاریخ سبز و زنده ماند، اما دلهای آن مردم، در کنار دریای وجود امیر مومنان، تا همیشه تشنه یک جرعه از حیات ماند... تشنگانی که عطش ، هدیه آنان به میهمانان دشت کربلا بود... چه رازی است که کاروان محرم، از منزلگاه غدیر می گذرد؟
آنروز چشمه سار غدیر به دریای وجود امیر مومنان نشست، و امروز چشمه وجود تو را کدام دریا میزبان خواهد بود؟
هله ای دوست... کاروان محرم به منزلگاه غدیر رسیده است.... اگر در ایام رندگانی، چشمه سار وجودت به آخرین دریای معرفت، امام عصر سلام الله علیه، راهی یافت، که همراه کاروان حسین خواهی شد... و اگر نه... نشان تو را در صف یزیدیان جستجو باید کرد... و مگر نشنیده ای آنگاه که خنجر ظلم بر گلوی حسین نشست، خورشیدی دیگر از مشرق کربلا دمیدن گرفت... این همان خورشید حقیقت است که تا ابد بر این سیاره رنج تابیدن گرفته است. و هر دم ما را ندا می دهد: هر روزتان عاشورائی دیگر و هر زمین کربلائی دیگر است. هر مسافر این سیاره رنج، پیش از آنکه به کربلای خود رسد، صف خود را از منزلگاه غدیر باید جستجو کند... اگر چشمه وجود، راهی به سوی سینه دریائی آخرین مرد از آل محمد علیهم السلام بیابد، که در کربلای خویش، در صف حسین و یاران اوست. و ... دریغ اگر راه خود به سوی دریا گم کند و به مرداب اصحاب یزیدیان درآید...
.... در این سیاره رنج، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است... اکنون بنگر که در آن سوی این رشته، چه کسی تو را به انتظار نشسته است...
................
هدایت نتیجه ولایت است و لا غیر....
.................
عید سعید غدیر، بر آخرین دریای بیکران معرفت، حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه، و بر شما تشنه کامان دریای معرفت ولایت محمدی مبارک.
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
4 آذر 86 - 16:56 | |
بسم المعشوق
.
خدا مشتی خاک را برگرفت میخواست لیلی را بسازد... از خود در او دمید... و لیلی پیش از آن که باخبر شود، عاشق شد... سالیانیست که لیلی عشق میورزد... لیلی باید عاشق باشد...! زیرا خدا در او دمیده است... و هر که خدا در او بدمد، عاشق میشود...
لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان
خدا گفت: به دنیایتان میآورم تا عاشق شوید... آزمونتان تنها همین است: عشق..، و هر که عاشقتر آمد، نزدیکتر است پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر... عشق، کمند من است... کمندی که شما را پیش من میآورد... کمندم را بگیرید...
و لیلی کمند خدا را گرفت... خدا گفت: عشق فرصت گفتگو ست..، گفتگو با من!
با من گفتگو کنید...
و لیلی تمام کلمههایش را به خدا داد...، لیلی هم صحبت خدا شد...
و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند!
...
سلام به شما و اهل بیتتون.
ممنونم بابت اظهار لطف و تبریکتون.
..
خوابیم, حقیقت به خدا نیست به جز این
ما غایب و او منتظر آمدن ماست
...
در پناه حق باشید
|









