تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
17 شهریور 87 - 11:41
دختر به پسر گفت : به نظر ت من قشنگم ؟ پسر گفت : نه ....... دختر از پسر پرسید که تو میخوای من پیشت باشم تا همیشه ؟ پسر گفت : نه........ دختر به پسر گفت : اگه من یه روزی ترکت کنم تو برام گریه می کنی؟ پسر گفت : نه....... دختر در حالی که گریه می کرد و می خواست بره که پسر دستش رو گرفت و گفت : از نظر من تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی ...... من نمی خوام تو پیشم باشی بلکه نیاز دارم که تو پیشم باشی و اگه یه روز از پیشم بری من برات گریه نمی کنم بلکه می میرم....
16 شهریور 87 - 20:57
حق با تو بود می بایست می خوابیدم اما مادربزرگ ها گفته اند چشم ها نگهبان دل هایند می دانی ؟ از افسانه های قدیم چیزهایی در ذهنم سایه وار در گذر است کودک خرگوش پروانه و من چقدر دلم می خواهد همه داستانهای پروانه ها را بدانم که بی نهایت بار در نامه ها و شعر ها در شعله ها سوختند تا سند سوختن نویسنده شان باشند پروانه ها آخ تصور کن آن ها در اندیشه چیزی مبهم که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند
13 شهریور 87 - 15:33
سه چیز از شمع آموختم:1.ایستاده بمیرم2.بی صدا بمیرم3.برای دوست بمیرم
13 شهریور 87 - 15:33
برمن چو میگذری ......................................... چون آفتابی هوشم ز سر ببری ......................................... مانا شرابی بهر شکسته دلان ......................................... مرهم تویی تو بر چشم خسته من ......................................... داروی خوابی هم شهره ای به نشاط ......................................... شط نشیطی هم شعله ای ز شرار ......................................... شور شرابی شرمنده ام که تو را ......................................... در خور ندارم جز جان کههدیه کنم ......................................... تو روح نابی مرداب را تو در آن ......................................... نیلوفرستی در عمق آبی بحر ......................................... در خوشابی برما چه می نگری .........................................همچون تو مستیم ای چشم دلبر من ......................................... چون من خرابی مهر از تو می طلبم ؟ ......................................... هیهات بر من بر هر که چشمه نوش ......................................... بر من سرابی ک لب به کجا ......................................... روی آورم روی ؟ مستقیم من و تو ......................................... دریای آبی من مستمند و تو ......................................... صدر جهانی یک ذره ام من و تو ......................................... صد آفتابی
13 شهریور 87 - 15:32
گفتم: دوست داری چه رنگی را؟ گفت: قرمز ارغوانی را. به آسمان گفتم: دوست داری چه رنگی را؟ گفت: آبی آسمانی را. به زمین گفتم: دوست داری چه رنگی را؟ گفت: سبز چمنی را. به شقایق گفتم: دوست داری چه رنگی را؟ گفت: شفق خونین را. به یار گفتم: دوست داری چه رنگی را؟ گفت: همه رنگ، الا دورنگی
12 شهریور 87 - 16:16
توی صحنه ی غریب زندگی هممون در نقش یک بازیگریم باهمیم تو بازی های روزگار از درون هم ولی بی خبریم هممون پشت نگاه صورتک همیشه از صبح تا شب قایم می شیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلبو روحمون خط می کشیم بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طوری باشه می گذره منو تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجـــــــــره توی پشت صحنه ی دنیای ما خوبی وبدی می مونه یادگار زندگی برای ما یه خاطره س از تمام قصه های روزگــــــــار
__