لیست توصیفنامه ها27 مرداد 87 - 22:52 | |
به ستارهها نگاه کن
چرا که در زمین پاکی نیست...
|
23 مرداد 87 - 18:38 | |
24hrs make a lovely day,
7 days make a lovely week,
52 weeks make a lovely year & knowing a
person like me will make ur life lovely.
Have a lovely day n life!**
|
6 مرداد 87 - 09:41 | |
یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه میکنی؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه
گفت: من نمیفهمم. مادر گفت: تو هیچگاه نخواهی فهمید. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید که
چرا مادر بیدلیل گریه میکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای «هیچ چیز» گریه
میکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمیدانست که چرا زنها بیدلیل
گریه میکنند.
بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را میداند. او از خدا پرسید: خدایا،
چرا زنان به آسانی گریه میکنند؟
خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم میخواستم او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانههای او را
آنقدر قوی آفریدم تا بار تمام دنیا را به دوش بکشد. و همچنین شانههایش آن قدر نرم باشد که به
بقیه آرامش بدهد و من به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شدهاند او تسلیم
نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از خانوادهاش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر
شده است بدون این که شکایتی بکند. به او عشقی دادهام که در هر شرایطی بچههایش را
عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند.
به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا
جایی در قلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به
همسرش آسیب نمیرساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش میکند و به او این توانایی
را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند. و در آخر
به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی
که به آنها نیاز داشته باشد.
او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک میریزد. خدا گفت: میبینی پسرم، زیبایی یک
زن در لباسهایی که میپوشد نیست. در ظاهر او نیست و در شیوه آرایش موهایش نیست و بلکه
زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است. زیرا چشمهای او دریچه روح اوست و قلب او جایی است
که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.
|
29 تیر 87 - 22:57 | |
داریم دلی صافتر از سینه صبح/در پاکی و روشنی چو آیینه صبح
پیکار حسود با من،امروزی نیست/خفاش بود دشمن دیرینه صبح
|
28 تیر 87 - 00:39 | |
مرغ خونین ترانه را مانم صید بی آب و دانه را مانم
آتشینم ولیک بی اثرم ناله عاشقانه را مانم
نه سرانجامی و آرامی مرغ بی آشیانه را مانم
هدف تیر فتنه ام همه عمر پای بر جا،نشانه را مانم
با کسَم در زمانه الفت نیست که نه اهل زمانه را مانم
خاکساری،بلند قدرم کرد خاک آن آستانه را مانم
امیدوارم با شعر و این چیزا حال کنی.من که خودم دوست دارم |
25 تیر 87 - 11:49 | |
سلام
فقط خواستم یه توصیفنامه برات بفرستم که دیگه خودت واسه خودت توصیفنامه نفرستی!!!!!!!!!! |
- 1
- 2









