تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
21 بهمن 86 - 16:23
ati khanoome khoshmele mehraboon. ye alame boos boos vase khodeto mamano latife.
9 دی 86 - 00:21
هذیان یك مسلول همره باد از نشیب و از فراز كوهساران از سكوت شاخه های سرفراز بیشه زاران از خروش نغمه سوز و ناله ساز آبشاران از زمین ، از آسمان ، از ابر و مه ، از باد و باران از مزار بیكسی گمگشته در موج مزاران می خراشد قلب صاحب مرده ای را سوز سازی سازنه ، دردی ، فغانی ، ناله ای ،‌اشك نیازی مرغ حیران گشته ای در دامن شب می زند پر می زند پر بر در و دیوار ظلمت می زند سر ناله می پیچد به دامان سكوت مرگ گستر این منم ! فرزند مسلول تو ... مادر، باز كن در باز كن در باز كن ... تا بینمت یكبار دیگر چرخ گردون ز آسمان كوبیده اینسان بر زمینم آسمان قبر هزاران ناله ، كنده بر جبینم تار غم گسترده پرده روی چشم نازنینم خون شده از بسكه مالیدم به دیده آستینم كو به كو پیچیده دنبال تو فریاد حزینم اشك من در وادی آوارگان ،‌آواره گشته درد جانسوز مرا بیچارگیها چاره گشته سینه ام از دست این تك سرفه ها صد پاره گشته بر سر شوریده جز مهر تو سودایی ندارم غیر آغوش تو دیگر در جهان جایی ندارم باز كن ! مادر ، ببین از باده ی خون مستم آخر خشك شد ، یخ بست ، بر دامان حلقه دستم آخر آخر ای مادر زمانی من جوانی شاد بودم سر به سر دنیا اگر غم بود ، من فریاد بودم هر چه دل می خواست در انجام آن آزاد بودم صید من بودند مهرو یان و من صیاد بودم بهر صد ها دختر شیرین صفت و فرهاد بودم درد سینه آتشم زد ، اشك تر شد پیكر من لاله گون شد سر به سر ، از خون سینه بستر من خاك گور زندگی شد ،‌ در به در خاكستر من پاره شد در چنگ سرفه پرده در پرده گلویم وه ! چه دانی سل چها كرده است با من ؟ من چه گویم همنفس با مرگم و دنیا مرا از یاد برده ناله ای هستم كنون در چنگ یك فریاد مرده این زمان دیگر برای هر كسی مردی عجیبم ز آستان دوستان مطرود و در هر جا غریبم غیر طعن و لعن مردم نیست ای مادرنصیبم زیورم ، پشت خمیده ، گونه های گود ، زیبم ناله ی محزون حبیبم ، لخته های خون طبیبم كشته شد ، تاریك شد ، نابود شد ، روز جوانم ناله شد ،‌افسوس شد ، فریاد ماتم سوز جانم داستانها دارد از بیداد سل سوز نهانم خواهی از جویا شوی از این دل غمدیده ی من بین چه سان خون می چكد از دامنش بر دیده ی من وه ! زبانم لال ، این خون دل افسرده حالم گر كه شیر توست ، مادر ... بی گناهم ، كن حلالم آسمان ! ای آسمان ... مشكن چنین بال و پرم را بال و پر دیگر چرا ؟ ویران كه كردی پیكرم را بسكه بر سنگ مزار عمر كوبیدی سرم را باری امشب فرصتی ده تا ببینم مادرم را سر به بالینش نهم ، گویم كلام آخرم را گویمش مادر ! چه سنگین بود این باری كه بردم خون چرا قی می كنم ، مادر ؟ مگر خون كه خوردم سرفه ها ، تك سرفه ها ! قلبم تبه شد ، مرد. مردم بس كنین آخر ، خدارا ! جان من بر لب رسیده آفتاب عمر رفته ... روز رفته ، شب رسیده زیر آن سنگ سیه گسترده مادر ، رختخوابم سرفه ها محض خدا خاموش ، می خواهم بخوابم عشقها ! ای خاطرات ...ای آرزوهای جوانی ! اشكها ! فریادها ای نغمه های زندگانی سوزها ... افسانه ها ... ای ناله های آسمانی دستتان را میفشارم با دو دست استخوانی آخر ... امشب رهسپارم سوی خواب جاودانی هر چه كردم یا نكردم ، هر چه بودم در گذشته كرچه پود از تار دل ،‌تار دل از پودم گسسته عذر می خواهم كنون و با تنی درهم شكسته می خزم با سینه تا دامان یارم را بگیرم آرزو دارم كه زیر پای دلدارم بمیرم تالیاس عقد خود پیچید به دور پیكر من تا نبیند بی كفن ،‌فرزند خود را ، مادر من پرسه می زد سر گران بر دیدگان تار ،‌خوابشتا سحر نالید و خون قی كرد ، توی رختخوابش تشنه لب فریاد زد ، شاید كسی گوید جوابش قایقی از استخوان ،‌خون دل شوریده آبش ساحل مرگ سیه ، منزلگه عهد شبابش بسترش دریای خونی ، خفته موج و ته نشسته دستهایش چون دو پاروی كج و در هم شكسته پیكر خونین او چون زورقی پارو شكسته می خورد پارو به آب و میرود قایق به ساحل تا رساند لاشه ی مسلول بیكس را به منزل آخرین فریاد او از دامن دل می كشد پر این منم ، فرزند مسلول تو ، مادر ،‌باز كن در باز كن، ازپا فتادستم ... آخ ... مادر آخ.......م... ا...د...ر
24 شهریور 86 - 16:36
EMROOZ 2TA KHOOBAM YEKISH BEKHATERETOE .2 VOMISHAM NEMIGAM nishamam nemibandam dandunam 3ta mikhare dishab khab didam damaghe shahrdaro gaz gereftam bad damaghesh bayekope sibilesh az suratesh joda shod emrooz 2ta khoshhalam kari bari? peye sakhtemunetim dadash halato begoo 1000000 tabaghe ham ke roo pilot bashe by
24 شهریور 86 - 16:29
SALAM ATI KHOOBI ATI CHI MIKONI ATI MIKHAM YE AVAZ VASAT BEKHOONAM SHADET KONAM AMADEIII KHOB MARA LOOCHAN NAZAN MIRAM TI LOOCHANERE DILA GHOORBAN KOONAM TI OU SARO JANERE TI GAZ MARA BAYE O TINAZ MARA BAYE
28 خرداد 86 - 22:47
HEY MANAM NAJIBZADEYE HAZYAN ...AZ FAHESHEGIYE HAMIN ROOZHA MIAYAM KE BARAYE MARGE SANJAGHAKHA AZAYE OMUMI ELAM NEMIKONAND POOTINHAYAM ABESTANE MANIST KE SALAM AGHA MAN IN JA GHARIBEAM! MIKHAHAM BERAGHS DARAYAM CHERAKE IN ROOZHA BE HARKAS KE MIRESAM KHODAST.
31 اردیبهشت 86 - 18:39
tavalodet mobarak golam sad sal be in sala ishala hamishe labat khandun va delet shad va raha bashe
__