تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
15 اردیبهشت 87 - 14:54
شب همه شب شکسته خواب به چشمم گوش بر زنگ کاروانستم با صداهای نیم زنده زدور. همعنان گشته همزبان هستم. * جاده اما ز همه کس خالی است ریخته بر سر آوار آوار این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم
11 بهمن 86 - 15:09
منتظر موندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخه مثل مردن دل مثل عشقی خام و باطل مثل عشقی خام و باطلمثل عشقی خام و باطل وای... اگه فردا بیاد باز تو نیایی وای... می خوام داد بزنم از این جدایی وای... دیگه مردم...دیگه مردم...چقدر تو بی وفایی مگه من با تو بد کردم خدایی...مگه من با تو بد کردم خدایی هر چی میخوای بگی بگو اما نگو دوست ندارم هر کار میخوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم هر چی میخوای بگی بگو اما نگو دوست ندارم هر کار میخوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هی نرنجون تو رو خدا دشمنامو (!!!) به روی من اینقدر نخندون تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هی نرنجون تو رو خدا دشمنامو (!!!) به روی من اینقدر نخندون به خدا من می میرم از این جدایی به خدا من میمیرم اگه نیایی به خدا من می میرم از این جدایی به خدا من میمیرم اگه نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی ...
17 دی 86 - 17:43
زندگی فرصت بس کوتاهیست...تا بدانیم که مرگ... آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست
16 دی 86 - 19:20
چشمهایی لبریز کوچه ها باریکند زندگی ها ممتد می دود هستی من لحظه ها ثانیه ها نم نم باران همه قربانی یک قوم ضعیف چه شدی ای دریا؟ تو که از موج سخن می گفتی چاهها می سوزند شده اند منبع اکسیژن قرن و علف ها ماتند دست نقاش زمین لرزان است!؟ یا که چشم من و تو ای صفحه ما همه عاشق یک شاخه یاس می نویسم امضاء
12 دی 86 - 09:29
گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی می نالد از غم این دل دمادم فردا کجایی سفر بخیر ، سفر بخیر مسافر من گریه نکن ، گریه نکن بخاطر من باران میبارد امشب دلم غم دارد امشب آرام جان خسته ره میسپارد امشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب قطره قطره اشک چشمم میچکد با نم نم باران به دامن بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من رنگ چشمت رنگ دریا سینه من رنگ غمها یادم آید زیر باران با تو بودم با تو تنها زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من کی رود از خاطر من آخرین بوسه شبی در زیر باران رفتی و کردم صدایت اما در آغوش شب گشتی تو پنهان
10 دی 86 - 09:51
این همه اون دستاتو بالا و پائین نكن لبه بچه ماهی رو با قلاب خونین نكن ماهیگیر ماهیگیر اشك این بچه ماهی توی آن آبها نا پیداست فریاد اون تویه آب یه فریاد بی صداست بذار تا بچگی رو بذاره اون پشت سر بتونه عاشق بشه وقتی میشه بزرگتر ماهیگیر ماهیگیر ببین بازی كردنش پر از شوق موندنه زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه خونه اون رودخونست دریا براش یه رویاست بزرگترین آرزوش رسیدن به دریاست تابیدن آفتابو رو پولكاش دوست داره دنیا براش قشنگه وقتی بارون میباره ماهیگیر ماهیگیر
__