لیست توصیفنامه ها12 اسفند 86 - 09:24 | |
تعمق در شبنم پگاه.مرا آگاه از راز دریا کرد .....
و تعمق در فاطیمای « بینظیر ، پاك و سفید » مرا آگاه از راز دوستی کرد. |
17 بهمن 86 - 13:17 | |
فاطیمای کم پیدای درخشنده ام ...
بزرگی گفت:
هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.
یعنی : دارایی های اکنون تو , نتیجه اندیشه دیروز توست.
برایم می گویی :
اندیشه امروزت برای تصاحب دارایی فردایت چیست؟
شاید
اندیشه تو مرا نیز ثروتی نطلبیده باشد ...
مثل آب ...
|
17 بهمن 86 - 05:30 | |
یاد سه آفتاب این وادی را همیــــشه به دل خواهم داشت : یکی از این سه آفتاب « تویی » ![]() |
16 بهمن 86 - 13:00 | |
سلام فاطیمای عزیز من
اگر یادتان بود و باران گرفت
نگاهی به احساس گلها کنید
دلتنگتم نازنین
|
14 بهمن 86 - 12:02 | |
*...
آرزو نکن !
خدا را ،
جز در همه جا ،
در جای دیگری بیابی !
...* |
24 دی 86 - 00:41 | |
زمستان گذشته است
گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگ ها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم
و صورت زیبایت را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است
تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود
و برای خاطر نخستین گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدیم
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز . . .
|












