تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
20 فروردین 86 - 23:42
شب و کودک فهمیده من 8 سال دارم و سا عت 10 شب و من اصلاً خوابم نمی آید ولی پدرو مادرم مرا به زور به رختخواب می برند و مگویند که بخواب. نمدنم که چرا اینقدربرای زود خوابیدن من اصرار می کنند. من هرچقد سعی می کنم نمتونم بخوابم . از اتاق پدرو مادرم صداهای می آید خیلی واضح نیست. مادرم جیغ می کشد فکر کنم که سوسکه دیده است. کم کم پدرم هم سروصدامی کندپدرومادرم هردوآه واه می کنن فکرکنم دزد آمده و پدر مشغوله کتک كاری می باشد صدایه آه واه واخ پدر و مادر بسیار بلد ترمی شود. 3یا4دزددراطاق می باشند درگیره ادامه داردکاربه جاهای باریک کیشیده می شود پدرومادرم هردواه بلندی می کشندودیگر صدایه نمی اید احتمالاً پدرم دزدها را کشته است. من به داشتن پدرومادرم شجاع خودم افتخار می کنم حالا می فهمم که چرا پدرومادرهااینقدر زود بچه هارامی خوابانند فقط وفقط به خاطره این است که اگر دزدی به خانه آمد بچه ها خواب باشندوپدرومادربتوانندبه راحتی با دزد ها در گیر شوند Doset Dare U Dada Hamid Age Khosheton Omad Begin Shomareye Badesham Befrestam :d
17 فروردین 86 - 00:35
از بهشت ، با حوا اسبی در آفتاب دلم شیهه می کشد اسبی که یال او الیاف کهربایی نور است در طلوع نعلش ،‌ هلال سیمین در آتش شفق بانگش ندای زندگی و نعره ی هلک از پشت ، دختری است فروهشته گیسوان رویش به سوی اینه ی گرد آفتاب پشتش به سوی من نزد من از برهنگی خویش ، شرمنک خورشید بر برهنگی دخترانه اش می تابد آنچنان که چراغی در آبگیر یا آنچنان که نوری در برگ های تک سم می زند به خک صد ها نشان مادگی از ضربه ی سمش چون دانه های گندم ،‌ از خک می دمد در گندمش ، دو پاره ی خک و بهشت پک در جستجوی دانه ی شیرین گندمش چون خوشه ای جدا شدم از ساقه ی دمش افتادم از بهشت دل آسودگی به خک کنون ، بهشت خود را از دست داده ام با او ،‌ دو باره از شکم خک زاده ام این اسب بی عنان زینی به پشت دارد از چرم آسمان چرمی که من بریده و بر او نهاده ام او ،‌ رو به آفتاب سحر شیهه می کشد من ، چون سکوت ، در دل شب ایستاده ام
16 فروردین 86 - 21:48
muuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuch
15 فروردین 86 - 03:49
من از این فاصله ها فاصله ها دلگیرم، بی تو چه غریبانه شبی می میرم، درسالیست كه می خواهم از اینجا بروم ولی انگار كه با قلب زمین زنجرم مثل این است كه من با همه هق هق خود روی سجاده احساس تو جان می گیرم
10 فروردین 86 - 07:17
دانی تا به کی به جمال تو مایلم تا ان زمان که کوزه بسازاند از گلم هرگز دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی........بلکه دنباله کسی باش که نتونی بدونه اون زندگی کنی
8 فروردین 86 - 23:54
na to ra dost nadaramama hengami ke nisti ghamginam va be asemane abiye balaye sarat va setarehai ke to ra mibinand hesadat mikonam to ra dost nadaram ....ama nemidanam chera anche mikoni barayam estesnaist va barha az khod porsideam:chera anhai ke doseshan daram bishtar shabihe to nistand to ra dost nadaram ama chashmane goyayat ba an abiye amigh va derakhshan bish az har negahe digari beyn man va abiye aseman gharar migirad ah midanam ke dosat nadaram ama digaran bavar nemikonand ..... chera ke ashkara mibinand negaham be donbale tost.
__