تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
22 اردیبهشت 86 - 02:49
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند... به جز مداد سفید... هیچ کسی به او کار نمی داد؛ همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}... یک شب که مداد رنگی ها، توی سیاهی کاغذ گم شده بودند؛ مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید. و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او، با هیچ رنگی پر نشد...................?!
26 فروردین 86 - 15:18
... I hear an innocent voice I hear kindness, beauty and truth Dream Theater-Learning To Live
29 دی 85 - 16:47
همه هستی من آیه تاریكی است كه تو را در خود تكرار كنان به سحر گاه شگفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد...... من در این آیه تورا آه كشیدم آه من در این آیه تو را به درخت وآب و آتش پیوند زدم زندگی شاید آن لحظه مسدودی است كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
14 آبان 85 - 06:09
زندگی را از طبیعت آموخته ام که چون بید متواضع باشم، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، بلوط، مقاوم مثل رود، روان مثل خورشید با سخاوت مثل ابر با كرامت
6 مهر 85 - 20:19
harfaton va aghaiedeton jaleb bod.movafagh bashid
17 تیر 85 - 02:38
Floating with nowhere to hide Unspoken twist back inside How did we get here? Life don't belong here Feel like I just never tried To find a way back to the outside It stops me from breathing Kills all the dreaming
__