تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
24 مرداد 87 - 19:42
چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ... ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست.
24 مرداد 87 - 15:17
یک روز اگر به محله ما آمدی همراه خود بیاور چتر را اینجا هوا همیشه گرفته است اینجا همیشه باران است باران اشک ، باران غم ، باران فقر ، باران کوفت ، باران زهرمار اینجا هوا همیشه بارانی است ... وقتی که باران می بارد ، یعنی همیشه باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم نیرو دهد به بام های کاهگلی مان باید دعا کنیم دیوار ها تابوت سقف ها را از شانه بر زمین نگذارد
22 مرداد 87 - 15:46
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشی كه دوباره زل بزنی به صفحه سرد مونیتور و فقط نگاهت به ایدی یه نفر باشه و همش دعا كنی كه روشن باشه با اینكه از قبل میدونی امشبم مثل تموم شبهای گذشته فقط باید چشمهای خواب رفته ادمك ایدیشو ببینی و درد دودلاتو براش اف بذاری به این امید كه شاید اومد و خوند و جوابتو داد جوابهایی كه مثل همیشه حرف تازه ای توش نیست انگار كه هیچوقت نمیخواد باور بكنه كه : دوستش داری
22 مرداد 87 - 15:42
گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من این جمله که برای بیانش به چشم تو افتـاده است باز به لکنـت ، زبان من آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای دیگر رسیـده کارد ، بر این استـخوان من نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی این یک تراژدی ست ـ غم ِداستان من یک شب بیا و ضامن ِ من باش نازنین ! وقتی دخیـل ، بستـه به تو آهوان ِ من دل بــرکن و به شهـرِ دل ِ من بیا عزیز! زخـم زبان مردم ِ چشـمت ، به جان ِ من باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم آخر رسیـده است به پایـان ، زمان م
22 مرداد 87 - 00:37
زندگی حكمت اوست... زندگی دفتری از خاطره هاست... چند برگی را تو ورق خواهی زد... ما بقی را قسمت
21 مرداد 87 - 18:42
دل در غم عشق مبتلا خواهم كرد///جان را سپر تیر بلا خواهم كرد///عمری كه نه در عشق تو بگذاشته ام///امروز به خون دل قضا خواهم كرد
__