لیست توصیفنامه ها23 شهریور 87 - 22:19 | |
امام صادق علیه السلام می فرماید : القَلْبُ َحَرَمُ اللهِ فَلْا تُسْکِنْ حَرَمَ اللهِ غَیْرَ اللهِ : قلب انسان حرم خداست پس در حرم خدا غیر خدا را ساکن نکنید.
|
14 شهریور 87 - 17:28 | |
گلی گم كرده ام در باغ هستی.... خودتو لوس نكن اون گل تو نیستی |
19 خرداد 87 - 01:13 | |
از خداوند خواستم تا غرور را از من بگیرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نیست..بلکه این تویی که باید آن را ترک کنی.» گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر مهم روح آنهاست برایم.» خدایا به من شکیبایی عطا فرما. گفت:« نه! شکیبایی دستاورد رنج است به کسی عطا نمیشود.آن را باید بدست آورد.» پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه ! خود باید متعالی شوی اما تورا یاری میدهم تا به ثمر بنشینی.»
|
18 خرداد 87 - 00:36 | |
روزی مرد كوری روی پلههای ساختمانی نشسته بود و كلاه و تابلویی را در كنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده میشد: "من كور هستم لطفا كمك كنید." روزنامهنگار خلاقی از كنار او میگذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اینكه از مرد كور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را كنار پای او گذاشت و آنجا را ترك كرد. عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت. از او پرسید كه بر روی تابلو چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: "چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شكل دیگری نوشتم" و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد كور هیچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولی روی تابلوی خوانده میشد: "امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آن را ببینم." |
17 خرداد 87 - 00:39 | |
همیشه دلیل شادی كسی باش نه قسمتی از شادی او، و همیشه قسمتی از غم های كسی باش نه دلیل او ( زرتشت )
|
2 بهمن 86 - 03:11 | |
وقتی داری فکر می کنی که من دارم فکر می کنم که تو داری فکر می کنی که من به چی فکر می کنم دلم می خواد که فکر کنی که من به تو فکر می کنم |










