لیست توصیفنامه ها19 شهریور 87 - 17:50 | |
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه میگفت: میآید، من تنها گوشی هستم كه غصههایش را میشنود و یگانه قلبیام كه دردهایش را در خود نگه میدارد و سر انجام گنجشك روی شاخهای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی كسیام.
تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه میخواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانهات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنیام بر خاستی.
اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریههایش ملكوت خدا را پر كرد |
10 بهمن 86 - 10:23 | |
تو را دیدم و دانستم چه خوشبخت هستی،
آنزمان که بالهایی آهنین بر فراز بی کران زندگی به پرواز در می آیی،
با تو خواهم آمد تا از بلندای کوهساران گذر کنیم
و بر گلبرگهای سرخ شقایق فرود آییم،
با تو می آیم تا شهد شیرین شبنم صبحگاهی را
در جام نقره فام بودن بنوشیم
و مست از باده زندگی نقش عشق را بر صفحه دلهامان بزنیم. |
4 آذر 86 - 14:36 | |
دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... منم یکی هستم
|
1 آذر 86 - 13:59 | |
می گویند شیشه ها احساس ندارند اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم ارام گریست ...
|
29 آبان 86 - 08:51 | |
آهای تو که با هر نگات
دنیا رو آتیش میزنی
اگه توی دنیا تکی
تموم دنیای منی
تو که تو هفتا آسمون
قشنگ ترین ستاره ای
واسه دل خسته ی من
یه فرصت دوباره ای
آهای تو که موج صدات
زنگ صدای قلبمه
بغض نگاهت بخدا
قلبمو آتیش میزنه
نبینمت یه وقت بشی
اسیر دست سر نوشت
دلم برات تنگ شده بود
این نامه رو واست نوشت...
|
14 آبان 86 - 10:00 | |
دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
|








