لیست توصیفنامه ها29 اردیبهشت 87 - 23:08 | |
salam agha emad
khooobi?
tavalodet mobarak eshala 120 sale shi
movazebe khooodet bash
kheyli aghaei
|
1 اردیبهشت 86 - 22:01 | |
عماد نازنینم
سلام
قربونت برم
ممنونم از پیام تبریکت و آرزوی قشنگی که برام کردی
خیلی محبت کردی عزیز با محبت من
|
31 فروردین 86 - 23:59 | |
خیلی خوش اومدی عماد جان
امیدوارم در سال نو
لحظه لحظه زندگی قشنگت
سرشار از معجزات الهی و باور نکردنی باشه
اقای گل
|
5 اسفند 85 - 05:28 | |
یه بارم برنامه كودك (حالا همه فكر میكنن من برنامه كودك می بینم) عمو پورنگ اجرا می كرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت كنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
یه خاطره دیگه از عمو پورنگ
یه صدای دخترونه
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبی
- مرسی . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خیلی دوستتون دارم
- منم خیلی دوستت دارم عزیزم . اسمت چیه ؟
- كتایون
- كتایون ؟ خوبی ؟
- بله
- كتایون ؟ من ازت سوال می پرسم . تو بگو كتایون . باشه ؟
- باشه
- كی از همه بهتره ؟
- كتایون
- كی تو كارا به مامان كمك می كنه ؟
- كتایون
- كیه كه مامان دوستش داره ؟
- كتایون
- كیه كه بابا وقتی از در میاد ماچش می كنه ؟
- مامان
|
30 بهمن 85 - 20:33 | |
پدر راهنمایی می کرد و پسر در حالی که نگاهش با چپ و راست شدن دست پدرش همراه شده بود به سخنانش گوش می کرد .
-- زن مثل گردو می مونه باید خردش کرد و بعد مغزش را درآورد و جوید .
-- زن مثل زعفرونه باید حسابی بکوبیش تا خوب عطر و رنگ بده
-- زن مثل نمد میمونه باید یک نقشی بهش داد و تا میخوره کوبید تو سرش تا شکل بگیره
-- زن مثل ……………
پسر فریاد کشید : مواظب باش داره می سوزه …
پدر دستش را گزید و برسرش کوبید و گفت : خدا به دادم برسه این عزیزترین لباس مادرته !!
|
29 دی 85 - 02:56 | |
تا حالا کفشهاتو نگاه کردی ...دو عاشق...دو همراه...که بی هم میمیرن با هم خاکی میشن...بدون هم زیر بارون نمیرن... کاش ! آدمها یکم از کفشهاشون یاد بگیرند. |
- 1
- 2











