تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
22 تیر 87 - 15:36
دعای ماه رجب بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم به نام خداى بخشاینده مهربان یا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ اى كه براى هر خیرى به او امید دارم و از خشمش عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِى الْكَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا در هر شرى ایمنى جویم اى كه مى دهد (عطاى ) بسیار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بگردان از من بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنیا و شر آخرت را زیرا آنچه تو دهى چیزى كم ندارد (یا كم نیاید) و وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ یا كَریمُ بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّار.ِ و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ. در جستجوی حقیقت
10 تیر 87 - 13:58
HaPPY biRtHdaY TO U...
23 بهمن 86 - 00:39
@@@ بهار قطبی قصرهای یخی ام آب شدند آرزوهایم همچو جویبار ها جاری گشتند از همه آنچه دوست می داشتم تنها آسمانی آبی و چند ستاره ی رنگ پریده بجا مانده است باد به آرامی در میان درختان می وزد آرامش تهی ، دریای خاموش ، کاج پیر ، بیدار ایستاده به ابر سفیدی می اندیشد که در رویاهایش بوسیده بود.
16 بهمن 86 - 11:52
پیراهنی دوخته بودم از تیکه های ابر خیس و سرد انارها را تند تند دانه می کردم پیش از غروب ؛پیش از صدای پا ؛پیش از صدای در اما شغال ها تمام شب زوزه می کشیدند و من بند بند انگشتان تکه پاره ام را به دستانم وصل می کردم تا روز بعد به خود بگویم من آفتابی ترین روز زندگی ام را با گنجشک های گرسنه قسمت کرده ام >>>معذرت نتونستم بیام.
5 بهمن 86 - 01:57
شما از كدامین افق به سمت ستاره ها سلام می كنید؟ ... شهریار شفق - كرج
2 بهمن 86 - 01:52
عقربه های ترک خورده برکوک چشمانت می ایستند ومن درازدحام این دقایق که نفس هایم اسیر مانده ازخواهش دلتنگی ها می میرم اینجا ساعت ها دغدغه عبور دارند اما تو اینبار به خواهش ثانیه ها نه نگو!
__