تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
10 آبان 86 - 05:48
توی قاب خیس این پنجره ها . . . . عکسی از جمعه ی غمگین می بینم چه سیاهه به تنش رخت عزا . . . . تو چشـاش ابـرای سنگیـن می بـینم داره از ابر سیاه خون می چکه . . . . جمعه ها خون جای بارون می چکه نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد .... کاش می بستم چشامو این ازم بر نمیاد داره از ابر سیاه خون می چکه . . . . جمعه ها خون جای بارون می چکه عمر جمعه به هزار سال می رسه . . . . جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه آدم از دست خودش خسته می شه . . . . با لبای بسته فریاد می کنه داره از ابر سیاه خون می چکه . . . . جمعه ها خون جای بارون می چکه جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنه .... خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه داره از ابر سیاه خون می چکه . . . . جمعه ها خون جای بارون می چکه
23 شهریور 86 - 22:26
عشق یعنی شب نشینی با خدا ** گفتگو با ناله اما بی صدا ** عشق پرتاب گلی از سوی دوست ** هر کجا باشد دلم همراه اوست
__