لیست توصیفنامه ها29 مرداد 87 - 12:34 | |
برای چندمین بار از تو گفتم كه شهر عشق تو پایان ندارد به یادت هست زخمی بر دلم هست كه جز لبخند تو درمان ندارد زلالی تو به رنگ اشك بركه تو با روح شقایق آشنایی تو در آیینه سرخ غزل ها همیشه ابتدا و انتهایی كنار پنجره تنهای تنها میان هاله ای از غم نشستم تو آرایشگر چشمان موجی و من زیباییت را می پرستم تو با بارانی از جنس نیازم مرا به ساحل ادراك خواندی و با زیباترین فانوس دریا مرا تا قعر دریا ها رساندی نوروز جشن میلاد سپیده به باران یك سبد لبخند دادی تو دست زرد یاس خسته ای را به چشم عاشقان پیوند دادی تمام سرزمین آرزو را به دنبال گلستان تو گشتم میان سقف گیتی را گشودم پی یك قطره باران تو گشتم میان كوچه باغ سبز یادت ترنم های سرخ آرزو بود و در ایوان چشمت یك پرستو همیشه با دلم در گفتگو بود قسم به آه نرم و خیس ساحل قسم به آرزوی پاك دریا قسم به ابتدای شعر پرواز قسم به انتهای باغ دنیا تو چون واژه نیلوفری رنگ میان دفتر دل ماندگاری اگر شهر نگاهت فرصتی داشت به یادم باش در هر روزگاری گفتمش چاره غم دانی چیست؟ گفت: اشک از غم تو می کاهد گفتم : افسوس ، غم از حد بگذشت گریه هم خاطر خوش می خواهد! |
23 مرداد 87 - 23:47 | |
دوستان را یادکردن عار نیست قیمت کاغذ که صد دینار نیست دوستان را یاد کن تا زنده ای بعد مردن دوستی در کار نیست
|
22 مرداد 87 - 23:42 | |
تنها شاهد اشک های شبانه ام همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم تا کسی صدایم را نشنود اما تو تو که از گریه های پنهانی من با خبری چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه جای خالی تو را در غربت ترانه هایم پر می کند باور کن! |
17 مرداد 87 - 10:53 | |
نامه ی خداحافظی
"... اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می كرد كه من عروسكی كهنه ام و تكه كوچكی زندگی به من ارزانی می داشت، احتمالا همه آنچه را كه به فكرم می رسید نمی گفتم، بلكه به همه چیزهائی كه می گفتم فكر می كردم. اعتبار همه چیز در نظر من، نه در ارزش آنها كه در معنای آنهاست.
كمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم، چون می دانستم هر دقیقه كه چشم هایمان را برهم می گذاریم 60 ثانیه نور را از دست می دهیم.هنگامی كه دیگران می ایستند من راه می رفتم و هنگامی كه دیگران می خوابیدند بیدار می ماندم.
هنگامی كه دیگران صحبت می كردند گوش می دادم و از خوردن یك بستنی لذت می بردم.
اگر تكه ای زندگی به من ارزانی می شد، لباسی ساده بر تن می كردم.نخست به خورشید چشم می دوختم و سپس روحم را عریان می كردم.
اگر دل در سینه ام همچنان می تپید نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می كشیدم.روی ستارگان با رویاهای "وان گوگ" شعر "بندیتی”(1) را نقاشی می كردم و با صدای دلنشین "سرات"(2) ترانه عاشقانه ای به ماه هدیه می كردم. با اشك هایم گل های سرخ را آبیاری می كردم تا درد خارهایشان و بوسه گلبرگ ها یشان در جانم بنشیند.
اگر تكه ای زندگی می داشتم نمی گذاشتم حتی یك روز بگذرد، بی آنكه به مردمی كه دوستشان دارم نگویم كه دوستتان دارم، چنان كه همه مردان و زنان باورم كنند.
اگر تكه ای زندگی داشتم، در كمند عشق زندگی می كردم.به انسان ها نشان می دادم كه در اشتباه اند كه گمان می كنند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند.آنها نمی دانند زمانی پیر می شوند كه دیگر نتوانند عاشق باشند!
به هر كودكی دو بال می دادم و رهایشان می كردم تا خود پرواز را بیآموزند. به سال خوردگان یاد می دادم كه مرگ نه با سالخوردگی كه با فراموشی سر می رسد.آه انسان ها، از شما چه بسیار چیزها آموخته ام. دریافته ام كه وقتی نوزاد برای اولین بار با مشت كوچكش انگشت پدر را می فشارد او را برای همیشه به دام می اندازد. دریافته ام كه یك انسان تنها هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد كه ناگزیر باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد.من از شما بسی چیزها آموخته ام و اكنون، وقتی در بستر مرگ چمدانم را می بندم همه را در آن می گذارم
گابریل گارسیا مارکز
ممنون از لینک آهنگت دوست من.
|
4 مرداد 87 - 13:53 | |
شب تا صبح بیدارم از عشقت می بارم
بی خبر از حالم موندی مهربون یارم
دیگه بدجور دلگیرم دیگه از جونم سیرم
تو سكوتم توی بغضم دیگه دارم میمیرم
آره می دونم می دونی بد جور دیوونم به امیدی به نویدی دارم از تو می خونم
دیگه بسته دل خسته داره از غم می پوسه
جای خورشید توی چشمام دیگه سوسوی فانوسه
تو كه نیستی آوارم از دنیا بیزارم تو كه نیستی بی ماهم تك و تنها توی راهم
تو كه نیستی آوارم از دنیا بیزارم تو كه نیستی بی ماهم تك و تنها توی راهم
تو كه نیسیتی تاریكم به نبودن نزدیكم تو كه نیستی بی برگم بی روحم یك سنگم
تو كه نیستی نه هوا هست نه نفس هست نه ترانه
تو كه نیستی واسه بودن نمی مونه یه بهانه
آره می دونم می دونی بد جور دیوونم به امیدی به نویدی دارم از تو می خونم
دیگه بسته دل خسته داره از غم می پوسه
جای خورشید توی چشمام دیگه سوسوی فانوسه
شب تا صبح بیدارم از عشقت می بارم
بی خبر از حالم موندی مهربون یارم
دیگه بدجور دلگیرم دیگه از جونم سیرم
تو سكوتم توی بغضم بی تو دارم میمیرم
تو كه نیستی آوارم از دنیا بیزارم تو كه نیستی بی ماهم تك و تنها توی راهم
تو كه نیستی آوارم از دنیا بیزارم تو كه نیستی بی ماهم تك و تنها توی راهم
تو كه نیسیتی تاریكم به نبودن نزدیكم تو كه نیستی بی برگم بی روحم یك سنگم
تو كه نیستی نه هوا هست نه نفس هست نه ترانه
تو كه نیستی واسه بودن نمی مونه یه بهانه
آره می دونم می دونی بد جور دیوونم به امیدی به نویدی دارم از تو می خونم
دیگه بسته دل خسته داره از غم می پوسه
جای خورشید توی چشمام دیگه سوسوی فانوسه |
3 مرداد 87 - 19:29 | |
حداد عادل که توسط احمدی نژاد به نقض قانون متهم شده است، گفت « گرانی هست، اما در عوض امنیت وجود دارد.» یکی دیگر از کارشناسان گفت: « درست است که امنیت نداریم، اما در عوض مردم ما متدین هستند.» اما یک کارشناس مسائل دینی اظهار داشت: « اگر چه بسیاری از مردم مسائل دینی را رعایت نمی کنند، اما خدا را شکر که استقلال داریم.» همزمان با همین اظهار نظر رئیس جمهور گفت: « مهم نیست استقلال نداریم، عوضش من خوشگلم :o |








