لیست توصیفنامه ها26 مرداد 87 - 08:43 | |
می دونی اگه صخره و سنگ تو مسیر رودخانه زندگیت نباشن
صدای آب اصلا قشنگ نیست.
با آرزوی بهكامی ... |
25 مرداد 87 - 16:17 | |
بی تو، مهتاب شبی ، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانة جانم ، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید :
یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ
یادم آید ، تو به من گفتی : از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن ،
آب ، آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ،
باش فردا ، که دلت با دگران است !
تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم : حذر از عشق !؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
نتوانم
روز اول ، که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم ...
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ، نتوانم !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ، ناله تلخی زد و بگریخت ...
اشک در چشم تو لرزید ،
ماه بر عشق تو خندید !
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !
|
24 مرداد 87 - 07:35 | |
همیشه در نگاه كسانی پرواز كن كه برای دیده شدن مجبور به
فرود آمدن نباشی. با تقدیم بهترینها نثارتون |
22 مرداد 87 - 09:51 | |
zabani ke shirin nabashad che behtar ke basteh bashad
dorr o gohar |
20 مرداد 87 - 13:32 | |
انسان مانند یک هواپیمای سه موتوره است: موتور وسط ارتباط با خدا، موتور دست راست ارتباط با خود(اعتماد به نفس) و موتور دست چپ ارتباط با دیگران است. در صورت روشن بودن این سه موتور انسان اوج می گیرد. |
19 مرداد 87 - 12:17 | |
عشق مثل آب می ماند؛ می توان در دست قایمش کرد اما آخر که دستت را باز می کنی، می بینی نیست. قطره قطره می چکد و بدون اینکه بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست. |











