لیست توصیفنامه ها18 بهمن 83 - 15:03 | |
نوشتن رو مدیونش هستم، مثل برادری دلسوز و سختکوش! امکان ندارد در حضورش خودنمایی کنی! حرف که می زند، دار و ندارش را می گذارد تا کسی رنجیده خاطر نشود! رک و بی پروا، باج به هیچ کسی نمی دهد، التماس از او ندیده ام، گاهی وقتها خیال می کنم مرد اینجا نیست از دیار دلشدگان است... با هر عبارتی مکدر می شود و هر ماجرای شادی آور و عزت بخش برای کشورش، وطنش و دیارش اشک را مهمانت می کند، گویی گریه همنشین اوست یا او همنشینش...
تا به حال ندیده ام کسی از برنجد به خاطر گناهی که نکرده است!؟ ظرافت نگاهش در نک قلمش فریاد می زند (جواد بوتیمارترین آدم روی زمین است) دوستش دارم چون اعتبارش را دارد...
خیلی زودرنج و تنهاست اما در عوض همیشه حرفهای تازه دارد یک بغل اطلسی در دامنش ریخته و به هرتازه واردی از آن می بخشد... نویسنده ای دردمند و باشرف، شرافت در نوشتن این روزها کم پیداست اما وقتی می نویسد هرچه هست از درون خودش است و بس...
در حضور شما نوشتن... واقعا سخته |
5 بهمن 83 - 23:37 | |
بایدخودتان ببینیدکه باورتون بشی به نظرمن تودنیاتکی. |







