لیست توصیفنامه ها23 آبان 86 - 00:08 | |
اگر دروغ رنگ داشت
هر روز،شاید
ده ها رنگین کمان
در دهان ما نطفه میبست
و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر عشق، ارتفاع داشت
من زمین را در زیر پای خود داشتم
و تو هیچگاه عزم صعود نمیکردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها
به تمسخر میگرفتی
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران میکردند
اگر براستی خواستن توانستن بود
محال نبود،وصال
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه میتوانستند تنها نباشند
اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی
و شاید من، کمر شکسته ترین بودم
اگر غرور نبود
چشمهای مان به جای لبها سخن نمیگفتند
و ما کلام دوستت دارم را
در میان نگاه های گهگاه مان جستجو نمیکردیم
اگر دیوار نبود
نزدیک تر بودیم،
همه وسعت دنیا یک خانه میشد
و تمام محتوای یک سفره
سهم همه بود
و هیچکس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمیشد
اگر ساعتها نبودند
آزاد تر بودیم،
با اولین خمیازه به خواب میرفتیم
و هر عادت مکرر را
در میان بیست و چهار زندان حبس نمیکردیم
اگر خواب حقیقت داشت
همیشه با تو در کنار آن ساحل سبز
لبریز از ناباوری بودم
هیچ رنجی بدون گنج نبود
اما گنجها شاید، بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند
دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدیدید
تا دیگری از سر جوانمردی
بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد،
اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزشترین کالا بود
ترس نبود،زیبایی نبود
و خوبی هم، شاید
اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری! بیگمان پیش از اینها مرده بودیم
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند
من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش میکردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم
به یادگار نگه میداشتی
و ما پیمانه هایمان را در تمام شبهای مهتابی
به سلامتی دشمنانمان می نوشیدیم
اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد
من بیگمان
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم
و تو نیز
هرگز ندیدن من را
آنگاه نمیدانم
براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت؟
21آبان
گفتگو
کلوب آی دی : skylove
نام : شبگرد تنها
تولد : 7 بهمن 1321
محل سکونت : Iran تهران طرون
مرد ، مجرد
شبگرد
|
18 شهریور 86 - 09:11 | |
به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است
حرفهایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود
من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشائید به رفتار شما میتابد.
و به آنان گفتم
سنگ آرایش کوهستان نیست
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید
و به آنان گفتم هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود
زیر بیدی بودیم
برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم ، گفتم :
چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این میخواهید؟...
()میراث() |
6 شهریور 86 - 20:04 | |
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی |
30 مرداد 86 - 00:28 | |
یك بغل گل یاس
یك سبد ستاره
ویك دنیا عشق
پیشكش تو بخاطر زیباترین روز دنیا
كه روز تولد توست
سلام عزیزم :
تـــــــــــــــــــــــــــــــولدت مباركـــــــــــــــــــــ |
27 مرداد 86 - 17:43 | |
اعمال ما همیشه رساتر از کلماتند.مثلا تبسم شما به طرف مقابلتان می گوید:من دوستت دارم ،تو مرا خوشحال می کنی ،از ملاقاتت خوشحالم. لبخند بدون آن که دهنده اش را فقیرکند،گیرنده اش راثروتمند می کند.هیچ کس آن قدرغنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشدوهیچ کس آنقدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم بر نیاید.لبخند ،خستگی را برطرف وافرادمایوس را امیدوار می کند. |
27 مرداد 86 - 11:55 | |
تــــــــــــــــــــــولدت مــــــــــــــــــــــــبارک و یا آرزوی خوش بختی در تمام مراحل زندگی
*میراث* |











