چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! روز میلادت مبارک>تقدیمی از کلوب ایرانیان <
این همه عشق که در قلب من است....کاش در قلب تو بود ! من دلم می خواهد بروم تا ته دشت بروم تا نوك كوه من دلم می خواهد بنشینم یك جا تو كنارم باشی همدم و یار دل من باشی من دلم می خواهد لحظه ای دورشوم از من و ما بروم تا به خدا رنگ راز جهانی دارد كه دلم می خواهد پرده از راز جهان بردارم كه چرا من تنها؟ كه چرا او تنها؟ كه چرا قلب من این گونه غمین است و او همیشه خندان؟ زندگی می دانم جدول مجهولیست اولش آسان است ولی یكباره سوال آخر آنقدر پیچیده است كه دلت می خواهد قلم و جدول را بگذاری و دمی چشم را بگذاری در خواب خواب هم می دانم كه پریشانی و غمگین حالیست یاد ایام قدیم به دلم آتش زد آمد آن لحظه به یادم كه تو را همچون ماهی دیدم ولی افسوس كه اكنون همه را در خواب فقط می دیدم تو همه خواب منی، من دمی بیدارم ودمی هم درخواب این چه حسی ست كه امشب دارم باز هم رویت را در اتاقم دیدم نه نخند ! ،من تو را می بینم ،لحظه ام مملو از یاد توست..... كاش قدری من و تو فارغ از این بی مهری و بی انصافی می پریدیم تا اوج ،می گذشتیم از آب،می پریدیم در رود دل من خسته از این تنهایی ست و شبم آكنده است از غم و غمگینی كاش یك شب كه تو را می دیدم می فشردم دستت من تو را می فهمم، من تو را می جویم،در پس آن همه ابر كه به یكباره رسید در همه زندگیم در پی طوفانم كه تو را غافلگیر از من و دل دزدید یا دآن شاعر خوب افتادم كه تورا هر روز می سرود هرشب می خواند یاد آن ابر سیاه افتادم كه مرا می بارید من دلم می خواهد گریه باشم در شوق ،من دلم می خواهد خنده باشم در غم كاش می شد فردا این پریشان حالی و غمگینی ..كاش می شد رویا....!!! زندگی فكر و خیالیست كه در ذهن من است این همه عشق كه در قلب من است كاش در قلب تو بود...!! كاش می شد فهمید كه چه در فكر تو بود؟؟ تو كه دزدیدی...تو دلم را بردی.... مات ومبهوت كه چرا این همه سنگدلی و بی مهری دردلت بود و منه خوش باور دل به عشقت بستم كاش می شد فهمید كه چه در فكر تو بود.........!!؟؟؟