تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
28 مرداد 86 - 22:41
اوریانا فالاچی: «به سمت مقصد رفتن، از رسیدن به آن باارزش تر است»
1 آبان 85 - 01:39
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بیاموزی اگر من مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارند تا همگان بدانند سیاهی روزگار را چشیده ام چشمانم را باز گذاریدتا همگان بدانند چشم به راه او هستم دستانم را باز گذارید که همگان بدانند به آرزویم نرسیدم تکه یخی برروی قبرم بگذارید تا با اولین اشعه خورشید آب شود و بجای محبوبم بر سر قبرم گریه کند خیال کردم در کنار ساحل با خدا قدم میزنم در آسمان تصویری از زندگی خود را دیدم در هر قسمت دو جای پا بود یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا وقتی آخرین تصویر زندگی ام را دیدم به جای پای روی شن ها نگاه کردم دیدم که چندین زمان در زندگی ام یک جای پا بیشتر نیست برای رفع ابهاهم از خداسوال کردم "خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان بیاورم هیچ زمان مرا تنها نخواهی گذاشت دیدم که در سخت ترین لحظات زندگی ام تنها یک جای پا است . چرا در زمانی که بیشترین نیاز را به تو داشتم تنهایم گذاشتی" خدا فرمود: فرزند عزیزم تو را دوست دارم وتنهایت نمی گذارم در مواقع سخت اگر یک جای پا بیشترنیست درآن لحظات تو را به دوش می کشیدم. شبی ازپشت یک تنهایی نمناک وبارانی، تورابالهجه گلهای نیلوفرصداکردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس ازیک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس توراازبین گلهایی که درتنها یی ام روئید باحسرت جداکردم وتودرپاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران وسرگردان چشمانی ایست رویایی ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تورادردشتی ازتنهایی وحسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت ومن بعدازعبورتلخ وغمگینت حریم چشمهایم رابه روی اشکی ازجنس غروب ساکت ونارنجی خورشیدواکردم نمی دانم چرارفتی؟ نمی دانم چرا،شایدخطاکردم وتوبی آنکه فکرغربت چشمان من باشی نمی دانم کجا،تاکی، برای چه، ولی رفتی وبعدازرفتنت باران چه معصومانه می بارید وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعدازرفتنت رسم نوازش درغمی خاکستری گم شد وگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمی داشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد وبعدازرفتنت انگارکسی حس کرد من بی توتمام هستی ام ازدست خواهدرفت کسی حس کردمن بی توهزاران باردرلحظه خواهم مرد وبعدازرفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تونام مراازیادخواهی برد ومن باآنکه می دانم توهرگزیادمن راباعبورخودنخواهی برد هنوز آشفته ی چشمانِِ زیبایِِ توام برگرد! ببین که سرنوشت انتظارمن چه خواهدشد وبعدازاین همه طوفان و وهم وپرسش وتردید کسی ازپشت قاب پنجره آرام وزیباگفت: تو هم درپاسخ این بی وفایی ها بگودرراه عشق وانتخاب آن خطاکردم ومن درحالتی مابین اشک وحسرت وتردید کنارانتظاری که بدون پاسخ وسردست ومن دراوج پاییزی ترین ویرانیِ یک دل میان غصه ای از جنس بغضِ کوچک یک ابر نمی دانم چرا؟شاید به رسم وعادت پروانگی مان باز برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم هر کسی را طاقت بودن نیست . هرکسی را طاقت ماندن نیست . بودن و ماندن در این عشقت , که عشقت بسی سنگین است بردوشم . ولی ....... آن دم که باز خواستی عشق زیبایت را چون طاقت عشق سنگین جانکاهت ندارم من !!! شنیدی و وا ماندی در پاسخ که گفتم : " استاده ام چو شمع مترسان زآتشم . " ما رخت خویش بسته مهیا نشسته ایم یكدم ز موج حادثه ایمن نبوده ایم چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته ایم از عمر جز ملال ندیدم و همچنان چشم امید بسته به فردا نشسته ایم آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر چون شمع نیم مرده چه زیبا نشسته ایم ای گل بر این نوای غم انگیز ما ببخش كز عالمی بریده و تنها نشسته ایم تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر مانند سایه در دل شب ها نشسته ایم تا با هزار ناز كنی یك نظر به ما ما یكدل و هزار تمنا نشسته ایم گنه كردم گناهی پر ز لذت كنار پیكری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه كردم در آن خلوتگه تاریك و خاموش در آن خلوتگه تاریك و خاموش نگه كردم بچشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریك و خاموش پریشان در كنار او نشستم لبش بر روی لب هایم هوس ریخت زاندوه دل دیوانه رستم فرو خواندم بگوشش قصه عشق: ترا می خواهم ای جانانه من ترا می خواهم ای آغوش جانبخش ترا ای عاشق دیوانه من ما شقایق كوهستان های وطنمان را داریم و هر كه را كه تاب این آتش رویان را در سینه دارد ما شقایق ها را دوست داریم و روییدن و بالیدنشان را و به شباهنگامی چنین پاسداری شان را گرد آمده ایم ما گل ها را دوست داریم و نه تنها گلها ی گلخانه را كه گلهای وحشی خوشبو را هم و آزادی گفتن كلام عطر آگین دوست داشتن را هر كه گلی می پسندد و هر كه گیاهی و هر كه رویش جاودانه جان را باور دارد با ما در این برخاستن یگانه است و ما برخاسته ایم تا بیگانگی را باطل كنیم با ترانه مهر و در برابر آن كه چیدن گلها را داس درو به دست دارد با كینه مادران جدایی را همچنان سنگ بر سنگ می نهند و اینك دیواری است بگذار بر این دیوار مرغ من بنشیند و دست تو او را كریمانه دانه بخشد و دیوار پله ای باشد برآمدن ما را چه در بالا یك آسمان به چشمان ما نگاه می كند و در پایین گهواره و گور ماست كه بر آن همواره شقایقی سوزان می روید دیشب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی دلم هواتو كرده بود هوای شیرین زبونی دلم می خواست گریه كنم بگم كه سخت تنهایی ای هم صدای آشنا بگو كه پیشم می مونی نمی دونم كجایی وچه حالی وچه می كنی ولی صدات تو گوشم میگه كه اینجا میمونی رفتم كناره پنجره گفتم شاید ببینمت دیدم محال دیدنت چون گل باید بچینمت رو صندلی نشستم ویه هو دیدم یه قاصدك اومد پیشم خبر اورد ای آشنا یه رازی رو بهت بگم گفتم بگو،آهی كشید اومد نشست روشونه هام یواشكی چشماشو بست تا نبینه اشك چشام می گفت كه تو یه راه دور یه راه دور وسوت كور مسافری نشسته بود مسافر غریب دل شكسته بود از توهمش شكوه میكرد با اشك گرم ودل سرد می گفت كه یادت نمی آد؟اون روزای آخری رو چقدر دلش می خواست كه تو بهش بگی دوسش داری صداش كنی،نگاش كنی به شرطی تنهاش نذاری تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم پاش می شینم دیدم كه اون رفته بود ومنم دارم خواب می بینم **************** عاشقانه همراه من گام بردار Talk to me about به من از ان بگو what you cannot say to others كه توان گفتنش را به دیگری نداری Laugh whit me با من بخند Even when you feel silly حتی آنگاه كه احساس حماقت می كنی Cry whit me با من گریه كن When you are must upset آنگاه كه در اوج پریشانی هستی Share with me all the beautiful things in life تمام زیباییهای زندگی را با من شریك باش Fight with me در كنار من باش Against all the ugly things in life با تمام زشتی های زندگی ستیز كن Create with dreams to follow me با من رویاهایی را بیافرین تا به دنبال آانها برویم Have fun with in whatever we do me در شادی هرچه میكنم شریك باش Work with me towards common goals برای رسیدن به آرزوهامان یاری ام كن Whit me love Dance to the rhythm of our با آهنگ عشقمان با من برقص Life walk with me throughout بیا در سراسر زندگی در كنار هم گام برداریم... تقدیم به همه آنها که انسانیت براشون پر ارزشه.... مگذار که عشق ، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه تبدیل شود ! عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست . پیوسته نو کردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟ زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن سعی كن همیشه طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاك كن نداشته باشی. بزرگترین سد در برابر صمیمیت این است که فکر کنیم دیگران نیز جهان رامانند ما می بینند به یاد داشته باش طرز فکر اشتباه به از دست دادن چیزهای بسیاری منجر می شود هر گاه در مورد چیزی تردید داشتی لبخند بزن باید یاد بگیریم كه یكدیگر را بفهمیم اختلاف همیشه پیش می آید. در حل اختلاف است كه آدم ها متمایز می شوند با صحبت و درك نیازهای دیگری و با اشتیاق نشان دادن به حل مخالفت ها هر اختلافی می تواند و باید آرام بگیرد مردم باید با هم این طور باشند ما باید با هم این طور باشیم مردم وقتی كامل اند كه یك دوست واقعی داشته باشند كه آنها را بفهمد كه در رنج ها و اندوه های شان سهیم شود و همه عمر كنارشان بماند دوست كسی است كه همه كارهای تو برایش مهم باشد دوست كسی است كه در خوشی ها و ناخوشی ها به او رو كنی دوست كسی است كه همه كرده های تو را بفهمد دوست كسی است كه حقیقت را درباره خودت به تو بگوید دوست كسی است كه بداند در هر حال چه بر سر تو می آید دوست كسی است كه با تو رقابت نكند دوست كسی است كه وقتی همه چیزبرای تو خوب است از ته دل خوشحال شود دوست كسی است كه وقتی اوضاع خوب نیست بكوشد تو را شاد كند دوست كسی است كه امتداد تو باشد و بدون او كامل نباشی سوزان پولیس شوتز حرفهای خوب مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق می افتد . دوری ، عشق را شدت می بخشد و نزدیكی ، قوت . پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست . هرگز ندانستم چگونه ستایش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم . عشق ناتمام می گوید : من تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم . عشق تمام می گوید : من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم . در حساب عشق یك به اضافه یكی برابر است با همه چیز و دو منهای یك برابر با هیچ . محال است عاشق باشی و عاقل . عشق چیزی جز یافتن خویش در دیگران و شادكامی در شناخت نیست . عشق همانند پروانه ایست كه اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد . عشق چون میوه است . ممكن است خوب به نظر آید اما تا وقتی كه نرسیده آن را گاز نزن . عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز ، قلب پر می شود . عشق غلبه خیال بر خرد است . مرد به كرات عشق میورزد ، اما كم . زن به ندرت ، اما بسیار . مردها همواره میخواهند اولین عشق یك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یك مرد باشند . تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است . با عشق وشكیبائی چیزی نا ممكن نیست . میترسم... میترسم از دل خود در کوچه ها خدایا می نالم از شب سرد از انتظار یارا در این سرای غربت روی مه ات ندیدم در آن سرای جاوید صورتگرم به رویا رویای عاشقانه ام صداقتی ندارد مآوای عارفانه ام حقیقتی است جانا زندگی بهترین دوست اون دوستی كه بتونی باهاش روی یك سكو ساكت بنشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس كنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی. ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی‌دونیم، ولی در عین حال تا وقتی كه چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی‌دونیم چیزی را از دست دادیم. اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كه اون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده. در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد، در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت و در یك روز میشه عاشق شد ولی یك عمر طول میكشه تا كسی رو فراموش كرد. دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه. دقایقی توی زندگی هستن كه دلت برای كسی اونقدر تنگ میشه كه میخوای اونو را از رویات بیرون بكشی و توی دنیای واقعی بغلش كنی. رویایی رو ببین كه میخوای. جایی برو كه دوست داری. چیزی باش كه میخوای باشی. چون فقط یك جون داری و یك شانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی. آرزو می‌كنم به اندازه كافی شادی داشته باشی تا خوش باشی، به اندازه كافی بكوشی تا قوی باشی، به اندازه كافی اندوه داشته باشی تا یك انسان باقی بمونی و به اندازه كافی امید تا خوشحال بمونی. همیشه خودتو جای دیگران بگذار، اگر حس میكنی چیزی ناراحتت میكنه، احتمالاً دیگران را آزار میده. شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن. شادی برای اونایی كه گریه می‌كنن و یا صدمه می‌بینن زنده است. برای اونایی كه دنبالش میگردن و اونایی كه امتحانش كردن. چون فقط اینها هستن كه اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن. عشق با یك لبخند شروع میشه، با یك بوسه رشد میكنه و با یك اشك تموم میشه. روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شكل میگیره. نمیشه تا وقتی كه دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری. وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه می‌كردی و بقیه می‌خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن. لطفاً این متن رو به اونایی كه براتون ارزش دارن بفرستین. برای اونایی كه زندگی شما رو لمس كردن. اونایی كه وقتی احتیاج داشتین، باعث شدن بخندین. اونایی كه باعث شدن وقتی ناراحت بودین، سمت روشن واقعیتها رو ببینین. اونایی كه شما میخواید بدونن كه شما قدر دوستی با اونا رو میدونین. اگه این كار را نكنین، خوب براتون اتفاقی بدی نمی‌افته ولی تنها شانس روشن كردن روز یك دوست با یك نامه رو از خودتون گرفتین. شعر روزهافكر من این است وهمه شب سخنم كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم از كجا امده ام امدنم بحر چه بود به كجا میروم اخر ننمایی وطنم ماندهام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم جان كه از عالم علوی ست یقین میدانم رخت خود باز برانم كه همانجا فكنم
19 دی 84 - 09:21
_____xxxxxxxx________xxxxxxxx ____xxxxxxxxxx______xxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx ____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx ______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _________xxxxxxxxxxxxxxxxxx ___________xxxxxxxxxxxxx _____________xxxxxxxxx ______________xxxxxx _______________xxxx _______________xxx ______________xx _____________x این دختره – که از همه دل میبره – اینجوری تنها میپره – مثل فرشته هاس ببین ، رو زمین همتا نداره – صورت اون قشنگترین ، ماه اینجا معنی نداره – چشماش به رنگ شب ولی* ، امان ز سرخی لباش ، کم از معما نداره - با اینهمه ناز و ادا ، توی زمین و آسمون ، تک تک ، تا نداره – قربون اون میرن همه ، هر جا بره هر جا باشه ، انگار بجز مادر اون هیچکسی رعنا نداره – دیوونه هاش هزار هزار ، تو کوچه ها خیابونا ، روی لبش واسه اونا حرفی بجز نا** نداره – ID و همراه هم داره ، واسه پسرها نداره – شماره های رنگارنگ ، بسوی اون راه نداره – خوشتیپ و ماشین میبینه ، واسه رفتن پا نداره – واسه نه گفتن به همه ، خجلت و پروا نداره – سرش به کار خودشه ، با کسی دعوا نداره – توی دل مهربونش ، هیچ پسری جا نداره – نگاه اون به آسمون ، عشقی تو دنیا نداره – اما ...
2 آذر 84 - 19:14
بهاره یک دختر ...... اصلا نمیشه توصیفش کرد!هر چی از خوبیهاش بگم کم گفتم!
__