تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
5 دی 86 - 09:45
Don't shut love out of your life by saying it's impossible to find. The quickest way to receive love is to give love;the fastest way to lose love is to hold it too tightly; and the best way to keep love is to give it wings
24 آذر 86 - 16:32
اولین نگاهت آن قدر برایم شیرین بود كه گویی روح فرهاد در من دمیده باشند… من قهرمان افسانه عاشقانه ای شدم كه پایانش را نمی دانستم هرشب در اوج تنهایی به اندازه عظمت بیستون برایت گریستم… و اكنون وقت آن شده است كه شیرینی نگاهت را پس بدهم و شربت تلخ آخرین خداحافظیت را بنوشم روح فرهاد كم كم از وجود من می رود و هر بار بخشی از وجود مرا نیز با خود می برد… امشب حال عجیبی دارم خوابم به چشمانم نمی آید كه ناگهان صدایی به گوشم زمزمه می كند: "بخواب٬ امشب آخرین شب تنهاییست" چشمانم را می بندم صدا٬ صدای شیرین بود….
24 آذر 86 - 16:31
کاش در این قفس بسته تنگ گل آزادی من می خندید آن کبوتر که لب بام نشست کاش احساس مرا می فهمید به هواخواهی گیسوی نسیم کاش یک لحظه نمی آسودم کاش در آن افق نیلی رنگ شور یک فوج کبوتر بودم مرغ در دام گرفتارم آه به دل سوخته ام چنگ مزن پروبالم شده خونبارو کبود اینهمه جور مکن سنگ مزن بازکن بازکن آن پنجره را سوی آن وسعت خالی زملال زندگی تلخترین خواب من است خسته ام خسته ازین خواب و خیال کوله بار من دلخسته کجاست دلم آرام ندارد نفسی آه می خواهم ازینجا بروم باز از دور مرا خواند کسی بندیان خانه سیمرغ کجاست سوی آن با من پرواز کنید آه باید بروم تا اشراق بال احساس مرا باز کنید.
10 اسفند 83 - 00:09
شبانه مرا تو بی‌سببی نیستی. به‌راستی صلت کدام قصیده‌ای ای غزل؟ ستاره‌باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه‌ی تاریک؟ کلام از نگاه تو شکل‌می‌بندد. خوشا نظر بازیا که تو آغازمی‌کنی! پس پشت مردمکان‌ات فریاد کدام زندانی‌ست که آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب‌می‌کند؟ــ ورنه این ستاره‌بازی حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست. نگاه از صدای تو ایمن‌می‌شود. چه مومنانه نام مرا آوازمی‌کنی! و دل‌ات کبوتر آشتی‌ست، درخون‌تپیده به بام تلخ. بااین‌همه چه بالا چه بلند پروازمی‌کنی!
__