تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
29 بهمن 86 - 20:59
Cute Picture!!!
24 بهمن 86 - 13:29
فقـــط گاهـی خط خطی می کنم تا بفهــمم هنـــوز نمـرده ام ... آخــر ، می دانی؟..تنـــها نفس کشیدن شــرط زنـــده ماندن نیست! نشـــانه می خواهد و علامــت من ، فعـــلا همیـــن خط خطی هاست...
20 بهمن 86 - 01:08
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالان و من تنهای تنهایم درون کلبه خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم درون سینه پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نمی پرسد و من چون تک درخت زرد پاییزم که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
17 بهمن 86 - 20:30
Jigari chetor metori?:X
13 بهمن 86 - 21:23
behtarin kas too zendegiye man ...............asheghesheghetam............i love you..oje ehsasatam bood alan
5 دی 86 - 21:40
فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم , دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست ؟ عروس جشن امشب کیست ؟ ولی ناگه صدای نعره ام در ساز میمیرد و داماد شاد و سرخوش از نگارم بوسه میگیرد صدای شیخ می آید : عروس خانم وکیلم من ؟ جوابم ده وکیلم من ؟ صدای آشنایی بله میگوید ... و مردم یکصدا با هم مبارکباد میگویند خداوندا صدا از اوست ... صدای آشنا از اوست ... فلک کور است شما هرگز نمیدانید , عروسی را به سوی حجله میرانید که تا دیروز نگارم بود چه میدانید همین امروز کنارم بود من امشب از همه بیزار بیزارم , من امشب از خودم , از تو , از این دنیا که هیچش اعتباری نیست بیزارم رفیقان باده باز آرید مرا تنهای تنها با حشیش و چرکس بگذارید نمیدانم چرا جغدان به روی بام من امشب نمیخوانند دگر شومی تر از امشب چه میخواهند ؟ نمیدانم چرا این آسمان امشب نمی بارد نمیدانم نمیدانم نمیدانم
__