تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
25 دی 86 - 12:16
سلام شما احمد داودی میشناسید؟
24 دی 86 - 14:22
Best Aji
18 دی 86 - 08:15
صبحها زود بیا اینجا حوصله ام سر میره راستی ممننون از اینکه برام شکلات میاری!!!!!!!
17 دی 86 - 12:13
قلقلکی بد اخلاق نق نقوی خسیس .آخ جون هیچ نکته مثبتی نداری تازه مرتب جلوی من چای بیسکویت و چای خرما می خوری الهی خدا ستگت کنه
16 دی 86 - 00:52
فردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد. سوالات را بخوانید: 1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟ الف: 116 سال ب: 99 سال ج: 100سال د: 150 سال او نمی تواند به سوال جواب دهد. 2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟ الف: برزیل ب: شیلی ج: پاناما د: اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند. 3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟ الف: ژانویه ب: سپتامبر ج: اکتبر د: نوامبر خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند. 4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟ الف: ادر ب: آلبرت ج: جرج د: مانوئل این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند. 5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟ الف: قناری ب: کانگارو ج: توله‌سگ د: موش در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد. جواب‌ها: اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید: 1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید (۱۳۳۷-۱۴۵۳) 2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود. 3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود. 4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد. 5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ. چیه ؟ تعجب کردید نه ؟ بابا اون بنده خدا حداقلش این بود که صفر درصد زد. شما بودید که ۳/۳۳- می زدید ؟
14 دی 86 - 16:17
در آمدی ز در و ماهـتاب را دیدم طـلیعه ی غـزلی نـاب نـاب را دیدم چو موی خویش پریشان به شانه ها کردی میان ظلمت شب ، آفتاب را دیدم اگر چه سرد تنت ، از هوای بهمن بود ولی درون دلت ، الـتـهاب را دیدم دو جام باده گرفتی دو بوسه ام دادی به چشم خویش دو چشم خراب را دیدم تو مست باده و من مست ساغر چشمت درون کاسه ی چشمت شراب را دیدم سئــوال بـود تـمـنـا ، تـمـام انـدامـم بـدون آن که بپـرسم ، جـواب را دیـدم بروی شعله عشقت چنان تنم می سوخت که در نـهـایـت لـذت ، عـذاب را دیـدم گـل وجود تو ، در دیگ گرم آغوشم گلاب گشت و من آن شب گلاب را دیدم کمی گذشت سرت روی سینه ام گفتی : فـرونشستن آتش ، به آب را دیدم کلام آخر خـود را نگـفته ، خـوابـت برد میان چشم تو ، یک خواب ناب را دیدم ------------------------------------------------------- مرسی بابت دعوت بنده به جمع دوستانتون
__